خانه / دسته‌بندی نشده / بزرگترين دروغ قرن بيستم: سفر به ماه

بزرگترين دروغ قرن بيستم: سفر به ماه

بزرگترين دروغ قرن بيستم: سفر به ماه

اگر باور نمی كنيد، اشكالي ندارد. فقط  بگوييد چرا در ۴۰ سال پيش انسان به ماه رفت و سالم برگشت، اما حالا ديگر قادر به چنين كاري نيست؟

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/moonset.jpg

“در دروغ بزرگ هميشه قدرت معيني از قابليت باور كردن وجود دارد. چرا كه افراد زيادي از يك ملت هميشه تحت تأثير عواطف به راحتي گول مي خورند حالا يا عمدي يا سهوي. و به خاطر سادگي و بي آلايشي و صداقت باور آنها، راحت تر قرباني يك دروغ بزرگ مي شوند تا يك دروغ كوچك. چرا كه آنها خودشان در موارد كوچك، دروغ هاي كوچك مي گويند و از گفتن دروغ هاي بزرگ شرم دارند (و دولت مردان در اين مورد شرمي هم ندارند). هرگز به ذهن اين مردم خطور نمي كند كه دروغ هاي خيلي بزرگ بسازند و هرگز هم باور ندارند كه ديگران چنان گستاخ باشند كه اين چنين صداقت را بدنام كنند ولو اين كه مدارك اين چنين دروغي را براي ذهن آنها ثابت كنند آن هم به طور آشكار، باز هم به دروغ بودن آن دروغ بزرگ شك دارند و همچنان فكر مي كنند كه حتماً توضيحي وجود دارد. چنين دروغ بزرگ گستاخانه اي هميشه رد پاهايي پشت سر خود به جاي مي گذارد. حتي بعد از اين كه سرهم بندي شد و توسط متخصص هاي جهاني دروغ گويي وتمام كساني كه براي دروغ گفتن در هر دروغ گويي با هم همكاري مي كنند، به عنوان يك حقيقت شناخته شد. اين افراد در حال حاضر به خوبي مي دانند كه چگونه از اين دروغ ها براي اهداف توسعه طلبانه خود استفاده كنند”

آدولف هيتلر (۱۹۲۵)

حتي يك تفاله اي از كيسه ي زباله ي زمين مانند آدولف هيتلر هم مي دانست كه چگونه توده هاي مردم را با مهارت اداره كند و گول بزند.

پس شما به واقع فكر مي كنيد كه آمريكا انسان را بر روي ماه فرود آورده است؟ خوب، دوباره فكر كنيد. ما مداركي داريم كه فرود انسان بر روي ماه در اواخر دهه ي ۶۰ و اوايل دهه ي ۷۰ دروغي بزرگ بوده است.

براي شروع بهتر است بدانيد كه تنها ۱۰۰ نفر در پروژه فرود بر روي كره ي ماه درگير بوده اند. مركز كنترل در هوستون (Houston) به علاوه بيشتر زنان و مرداني كه بر روي اين پروژه كار كرده اند، شكي باقي نمي گذارند كه اين كار يك دروغ بوده است. اما چگونه ممكن است؟ خيلي ساده. قدرت كسي كه چنين افتضاحي را به بار آورده هرگز اجازه نمي دهد كه كسي اين تصور را داشته باشد.

هزاران نفري كه درگير اين ماجرا شده اند، تنها نگران قسمت كوچكي بودند كه مربوط به آنها بود. مهندسان، مكانيك ها، برنامه نويسان كامپيوتري و… كاري نداشتند كه با هم مشترك باشد. بنابراين بيشتر افراد از چيزي از يك پروژه ي هاليوود سر بيرون مي آورد، چيزي نمي فهمند.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/01016fa0.jpg

در سال ۱۹۶۲، رئيس جمهور آمريكا، جان اف كندي گفت كه يك تصوري از آمريكا دارد كه تا قبل از پايان اين دهه مي تواند انسان را بر روي ماه فرود آورد و دوباره وي را به زمين بازگرداند.

امروز، ما نمي دانيم كه كندي آن روز مي دانست كه اين كار واقعاً ممكن است يا نه اما مدت كوتاهي پس از ترور او، بهترين دانشمند جهان در زمينه ي موشك كه در اين پروژه كار مي كرد به ليندون جانسون اطلاع داد كه علم حداقل تا ۳۰ سال آينده از انجام چنين پروژه اي ناتوان است.

حقيقت اين است…

در واقع آنها كمي خوش بين بودند.

الآن و اينجا ما ۴۰سال(۴۵سال) از آن تاريخ را گذرانده ايم و هنوز هم تكنولوژي قادر به فرستادن يك انسان به ماه و باز گرداندن سالم وي به زمين نيست.

قدرت هايي كه در مورد اين كلاهبرداري تصميم گرفتند به اين نتيجه رسيدند كه اگر آنها نتوانستند انساني را به ماه بفرستند وبه سلامت به زمين بازگردانند، كاري كه آنها بايد بكنند اين است كه از ناسا بخواهند اين چنين پروژه اي را جعل كند و پس از آن ميلياردها دلار از پول ماليات دهندگان كه براي سرمايه گذاري در اين پروژه در نظر گرفته شده بود را براي خود بردارند. پس از آن، آنها تصميم گرفتند كه واقعاً مي توانند كل اين ماجرا را جعل كنند آنهم فقط با قسمتي از پولي كه براي اين كار آماده شده بود.

اينجا در عكس زير مكاني در ايسلند است كه ما فهمديم كه بسياري از كلك ها و دروغ هاي ناسا در آن ساخته شده است.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/Apollo-Fake.jpg

در اين جا چند حقيقت وجود دارد كه بايد به ذهن بسپاريد كه نمي شود واقعاً انساني را به ماه فرستاد و غير ممكن است: ماه به طور دائم توسط شهاب سنگ هاي خيلي ريز كه با سرعت بيست هزار مايل در ساعت حركت مي كنند، در حال بمباران شدن است. براي اين كه تصور درستي داشته باشيد گلوله يك تفنگ با سرعت ۸۰۰ مايل بر ساعت حركت مي كند. ماه هم هيچ اتمسفري ندارد كه سرعت اين شهاب سنگ ها را كم كند. اگر يكي از فضانوردان يا يكي از واحدهاي ماه نشين توسط يكي از اين شهاب سنگ ها ضربه اي ببيند حتي اگر اين شهاب سنگ به اندازه ي يك دانه برنج باشد، آن وقت كار تمام است. عجيب اين كه ناسا در آن زمان اصلاً نگران چنين موضوعي نبود.

اين يك مورد واقعاً ديگر خيلي خنده دار است. به پوتين هاي نيل آرمسترانگ (اولين انساني كه آمريكايي ها مدعي اند بر روي ماه پاگذاشت) نگاه كنيد. به كف پوتين نگاه كنيد (a11detS69-38889) و به عكس كه ناسا ادعا مي كند اولين نقش پوتين بر روي ماه بود.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/%D9%BE%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%86.jpg

اين دونقش هيچ شباهتي به هم ندارند. ناسا سرانجام به خاطر اشتباهش طفره رفت و حالا ادعا مي كند كه  پوتين هايي كه آرمسترانگ روي ماه پوشيده بود قبل از اين كه ماه نشين اورا سوار كند روي سطح ماه رها شد و به زمين بازگردانده نشد، مطمئناً همين كه ناسا گفته، درست است! يك مشكل ديگر، يك سري امواج كشنده در فضا وجود دارد نه تنها براي فضانوردان بلكه براي عكس هايي كه ممكن است بخواهد گرفته شود هم كشنده است و آنها را از بين مي برد. خيلي خنده دادر است كه ناسا سعي كرده كه با حيله اين رسوايي ديگر را هم از سر بگذراند.

در يك دقيقه به شما نشان مي دهيم كه چنين عكس هايي كه ناسا ادعا مي كند روي ماه گرفته شده است جعلي است. ماه بر روي زمين كه ۲۵۰ هزار مايل با آن فاصله دارد نور مي اندازد، براي اين كه چنين سطحي به اين روشنايي بخواهد وجود داشته باشد، حتما، براي هر كس كور كننده خواهد بود. بنابراين اصلاً فكرش را هم نكنيد كه با تكنولوژي آن روز (حتي امروز و با نگاتیو) بتوان عكس گرفت كه ظاهر هم بشود. اما هيچ كدام از چنين عكس هايي كه فضانوردان گرفتند، كوچكترين مشكلي نداشت. نيل آرامسترانگ كسي كه ناسا مدعي است اولين انساني است كه پا بر روي ماه گذاشت هم اكنون (اين مقاله قبل از مرگ وي تأليف شده بود) دچار بيماري روح شده است چرا كه تمام عمرش مجبور بوده با اين دروغ زندگي كند. عجيب اين كه ما هيچ گاه نديديم كه فضانورداني كه بر روي ماه راه رفته اند در يك جمع مردمي از جزئيات اين سفر حرف بزنند. چرا اين كار را نكردند؟ ناسا به آنها اجازه نداد.

در عكس زير كه از ماهنورد گرفته شده ومدعي شده اند كه بر روي ماه حركت كرده است هيچ رد لاستيكي در عقب يا جلوي آن ديده نمي شود.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/AS15-88-11901-.jpg

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/AS17-140-21352HR.jpgچرا هیچ ردی از این مثلا” ماه نورد بر روی خاک نیست؟!

به عكس زير نگاه كنيد:

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/20469.jpg

علامت آمريكا بر روي سفينه ي ماه نشين با نوار چسب اسكاچ چسبانده شده! اين نوارچسب حتماً بايد تحمل دماي ۴۰۰درجه را داشته باشد آيا مي توانسته است؟ من كه مطمئنم نمي توانسته شما چطور؟

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/AS12-48-7071HR.jpg

Apollo 12 Image Library

AS12-48-7071  ۱۰۶k or ۶۶۹k

به اين عكس نگاه كنید عكسي است از Charles (Pete) Conrad, Jr. از آپولو ۱۲ اگر به قسمت بالايي كلاهش نگاه كنيد، در قسمت بالا سمت راست انعكاس پروژكتور نورپردازي استوديويي را مي توانيد ببينيد.

حالا يك چيز جالب ديگر، اولين سيگنال هاي ارسالي از ماه ابتدا به استراليا رسيده است، استراليايي هاي مي گويند كه در اولين تصوير مخابره شده ديده اند كه يك نفر يك قوطي كوكاكولا را كه در تصوير بوده از تصوير بيرون پرت كرده است! يا مثلاً به اين عكس توجه كنيد كه در آن پرچم آمريكا به آرامي توسط باد در حال تكان خوردن است. (کلیپ باد در ماه) جالب اين كه در ماه هيچ گونه جريان بادي وجود ندارد. چون ماه اتمسفر ندارد.

براي آنكه سفر به فضا امكان پذير شود، ناسا تأسيس شد. برنامه ي فضايي آپولو اين طور وانمود كرد كه انسان مي تواند به فضا سفر كند و بر روي ماه پياده روي كند. هر كدام از پروژه هاي آپولو با دقت تمرين مي شد و سپس با دقت بسيار بيشتر در صحنه هاي نمايش در سايت آزمايشي فوق سري كميسيون انرژي اتمي در صحراي نوادا و استوديوهاي كاملاً امن ومحافظت شده والت ديزني كه در آن يك مدل بزرگ از ماه بود، به صورت فيلم در مي آمد. همه ي اسامي، مأموريت ها، محل هاي فرود و تمام وقايع در برنامه ي فضايي آپولو انعكاس مراسم و تشريفات سري و سمبل آيين هاي سري پنهان روشنفكران است. شفاف ترين چيز انفجار ساختگي سفينه ي فضايي آپولو ۱۳ كه آكوريس (عصر جديد) ناميده شده بود، كه در ساعت ۱:۱۳ (زمان نظامي ۱۳۱۳) در ۱۳ آوريل ۱۹۷۰ رخ داد. اين رخداد استعاره اي از جشن درگيركردن مرگ و انفجار، شغل تابوت سازي، مشاركت با جهان معنوي و… در اين پروژه بود. سفرهاي اكتشاف ماه متوقف شدند چرا كه ادامه دادن اين دروغ بزرگ بدون آشكار شدن آن امكان پذير نبود و البته آنها ديگر داستاني براي سرهم كردن نداشتند.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/app-f-f2.jpg

کمربند تشعشعی Van Allen

هيچ انساني، هيچ گاه از ارتفاع ۳۰۰ مايلي بالاتر نرفت. در اين ارتفاع فضانوردان تحت فشار تشعشعات كمربند ون آلن بودند و البته كمربند ون آلن از آنها در برابر بي نهايت تشعشعات كيهاني محافظت مي كرد.

هيچ انساني هرگز در هيچ برنامه ي فضايي آشكار براي عموم مردم، دور ماه نگشت، روي آن فرود نيامد و روي ماه پياده روي نكرد، هيچ كس، هيچ وقت.

حتي اگر چنين چيزي هم رخ داده باشد آنهم به صورت واقعي، بايد از تكنولوژي خيلي بالايي استفاده شده باشد و هيچ كس هم از آن خبر نداشته باشد (حتي حالا هم چنين تكنولوژي پيشرفته اي در اختيار ما نيست). آن تشعشعات عظيم كه در كمربند ون آلن با آن روبروي مي شويم، تشعشعات خورشيدي، پرتوهاي كيهاني، روشنايي خيره كننده خورشيد، كنترل دما و خيلي از مشكلات ديگر به هيچ موجود زنده ای اجازه نمي دهد كه با چنين سطحي از تكنولوژي كه ما در اختيار داريم، از اتمسفر خارج شود.

هر دانش آموز با هوش دبيرستاني با يك كتاب فيزيك پايه مي تواند ثابت كند كه فرود آپولو بر روي ماه توسط ناسا جعلي بوده است. اگر باز هم شك داريد، توضيح دهيد كه چگونه فضانوردان روي ماه پياده روي كردند ،آن هم با لباس فضايي و در معرض نور خورشيد كامل و گرمايي كه در خلأ موجود در سطح ماه با درجه حرارت ۲۵۶ درجه، آنها را احاطه كرده بود و تازه اينها غيراز اثرات شهاب سنگ هاي آسماني، پرتوهاي كيهاني، پرتوهاي خورشيدي و… است.

ناسا به ما مي گويد كه ماه هيچ اتمسفري ندارد و فضانوردان اين سازمان در خلأ كامل بوده اند.

گرما با به عنوان حركت و لرزش مولكول هاي ماده معني مي شود. حركت سريع مولكول ها، يعني دماي بالاتر. حركت آرامتر مولكول ها يعني دماي پايين تر. صفر مطلق دمايي است كه در آن حركت مولكول ها، متوقف مي شود. براي داشتن گرما يا سرما، بايد ملوكول هايي موجود باشند. خلأ حالتي از نيستي است كه هيچ مولكولي وجود ندارد.

خلأ هم درجاتي دارد.دانشمندان معتقدند كه خلأ كامل وجود ندارد. فضا شبيه ترين چيز به خلأ كامل است كه براي ما شناخته شده است. در جايي كه ما به عنوان فضا مي شناسيم مولكولهاي بسيار كمي وجود دارد كه مفهوم اندازه گيري سرما وگرما در آن غير ممكن است. اين همان دليلي است كه براساس آن ما از فلاسك يا بطر هاي خلأ براي نگهداري مايعات سرد يا گرم استفاده مي كنيم تا بدون نياز به دوباره سرد كردن يا دوباره گرم كردن، دماي آنها حفظ شود. همه ي انواع پرتوها در خلأ حركت مي كنند اما هيچ تأثيري برخلأ ندارند.

پرتوهاي گرمايي خورشيد در فضا حركت مي كنند اما فضا را گرم نمي كنند. در واقع پرتوهاي گرمايي خورشيد به هيچ وجه تأثيرگذار نيستند تا وقتي كه به ماده برخورد كنند. حركت هاي مولكولي وقتي انرژي موجب به صورت مستقيم توسط ماده دريافت شود، زياد مي شوند. زماني كه طول مي كشد تا ماده بر اثر نور مستقيم خورشيد در فضا گرم شود، به رنگ نور، خواص عنصري آن، فاصله از خورشيد، و نرخ جدب موج گرمايي توسط ماده بستگي دارد.

فضا داغ نيست. فضا سردنيست. اجسامي كه گرم مي شوند به وسيله ي فضا نمي توانند سرد شوند.

اولين كار براي سرد كردن يك جسم اين است كه آن را از معرض نور مستقيم خوشيد دور نگه داريم. چيزهايي كه در سمت سايه ي يك چيز ديگر قرار دارند، عاقبت سرد مي شوند، اما نه به خاطر اين كه فضا سرد باشد. فضا سرد نيست. گرما و سرما در خلأ فضا وجود ندارد. قوانين حركت دستور مي دهند تا مولكولها آهسته تر حركت كنند. اگر هيچ منبع گرمايي ديگري نباشد، اجسام بالاخره سرد مي شوند، اما از آنجايي كه خلأ موجود در فضا يك عايق كامل محسوب مي شود، زمان زيادي طول مي كشد تا يك جسم سرد شود حتي زماني كه به طور كامل از معرض امواج گرمايي يا ديگر امواج خارج شود.

ناسا تأكيد مي كند كه لباس هايي كه فضانوردان مثلاً روي سطح ماه پوشيده بودند، داراي تهويه مطبوع بوده است. يك سيستم تهويه مطبوع بدون تبادلگر گرمايي، نمي تواند كار كند. يك تبادلگر گرمايي به طور ساده اين طور كار مي كند كه گرمايي را كه در يك ميانجي مثل گاز فريون(یخچال)، جمع شده است را مي گيرد و به جاي ديگري منتقل مي كند. براي اين كه سيستم تهويه مطبوع كار كند و گرما را به مكان دوم انتقال دهد، به يك ميانجي ديگر كه مولكول هايش گرما جذب كند مثل هوا يا آب احتياج دارد. (اين ميانجي دوم در آشپزخانه، هواي موجود در آشپزخانه است).

يك سيستم تهويه مطبوع نخواهد توانست كه در خلأ كار كند. يك لباس فضايي كه در محاصره ي خلأ قرار دارد نمي تواند گرماي داخل لباس را بگيرد و به مكاني ديگر بدهد. به ياد آوريد كه خلأ يك عايق كامل است. در چنين شرايط محيطی ای، يك انسان در لباس فضايي خود، بريان مي شود. ناسا ادعا مي كند كه لباس فضايي آنها به وسيله يك سيستم آب پايه كه در لوله هاي اطراف بدن فضانورد كار مي كرده است، خنك مي شده است كه آن هم توسط يك محافظ مارپيچي در قسمت پشتي لباس فضانوردان، از نور خورشيد محافظت مي شده است.

ناسا ادعا مي كند كه آب بر روي مارپيچ اسپري مي شده تا لايه اي از يخ ايجاد شود. ظاهراً پس از آن، يخ كه آن گرماي عظيم را جذب كرده است بخار مي شده و به فضا مي رفته است. در اين مورد دو مشكل وجود دارد كه به هيچ وجه قابل توضيح نيست: ۱- ميزان آبي كه براي انجام اين كار بايد توسط فضانورد حمل شود، حتي براي زمان بسيار كوتاهي (آنهم براي دماي ۱۵۵ درجه بالاي نقطه ي جوش آب) آنقدر زياد است كه براي فضانورد امكانپذير نيست. ۲- ناسا ادعا كرده است كه آنها يخ در سطح ماه پيدا كرده اند. محافظت توسط يخ (در برابر پرتوهاي خورشيد) اظهارات جعلي آنها در مورد سيستم تهويه مطبوع را نقض نمي كند.

اين را به خاطر داشته باشيد. در مورد اين موضوع فكر كنيد آن هم وقتي كه يك روزصبح با يك فلاكس پر از قهوه بيرون مي رويد. در اين مورد خيلي طولاني و عميق فكر كنيد آن هم وقتي كه يك فنجان قهوه ي داغ (۴ ساعت پس از صبح) مي ريزيد تا با نهار بنوشيد.

باز هم در اين مورد فكر كنيد كه چگونه چنين چيزي ممكن است آن هم در آخر روز وقتي باز هم يك فنجان قهوه ي گرم داريد كه بخوريد. قوانين يكسان فيزيكي در مورد هر وسيله اي كه در فضا سفر مي كند، اعمال مي شود.

ناسا ادعا مي كند كه فضاپيما به آرامي چرخش مي كرده است تا قسمت هاي قرار گرفته در سايه، به وسيله ي سرماي جان فرساي فضا سرد شود… سرماي جان فرسايي كه وجود ندارد. در واقع تنها كاري كه چرخش سفينه مي توانسته انجام دهد، آن بوده است كه گرمايي ثابت و حتي بيشتر براي سفينه را سبب شود همانند وقتي كه شما يك هات داگ را روي آتش مي چرخانيد. در واقع يك غذا كه نامش فضانورد آپولو بوده است، پخته مي شده است. حداقل كاري كه مي شود كرد اين است كه وقتي سفينه به زمين بازمي گردد شما دلتان نمي خواهد كه در سفينه را باز كنيد.

ناسا خودش هم بهتر مي داند كه اگر چنين سيستم خنك كننده اي براي لباس فضانوردان تعبيه كرده بوده است، بايد براي سفينه مدل بزرگترش قرار مي داده است.

هيچ راكتي چنين حجم عظيمي از آب (براي سفينه و فضانوردان) را حتي براي زماني كوتاه نمي توانسته حمل كند. آب وزني حدود ۶۲ پوند بر فوت مكعب دارد. فضا و جرم آبي به اين مقدار، براي حمل توسط راكت ها خيلي خطرناك بوده است. هيچ گاه چنين مقدار عظيمي از آب در هيچ مأموريتي نه براي فضانوردان نه براي سفينه ها، حمل نشده است. بر روي نوارهاي ضبط شده به اصطلاح سفر به ماه، فضانوردان به تلخي از سرمايي كه در حين سفر نيز بر روي سطح ماه با آن روبرو بوده اند، شكايت كرده اند. آنها گفته اند از گرماسازهايي استفاده كرده اند كه براي غلبه بر سرماي وحشتناك فضا كافي نبوده است.

انجام چنين حيله اي هم ضروري بوده است چرا كه مجبور مي شده اند روزي حقيقت را بگويند. حقيقت را.

اين حيله همچنين مدركي از خواري و غرور است كه درآن روشنفكران همچنان كارهاي انسان هاي معمولي را انجام مي دهند. چيزي كه ما شنيديم در واقع از يك سيستم سرمازاي قوي در صحنه ي نمايش و ضبط فيلم مأموريت آپولو ۱۱ بوده است. اين صحنه ي نمايش و فيلم سازي در سايت آزمايش فوق سري كميسيون انرژي اتمي در صحراي نوادا قرار داشته است جايي كه دماي هوا به طور معمول ۱۰۰ درجه فانهايت است. در گرماي مستقيم خورشيد، فضانوردان هرگز نبايد سردشان مي شده است حتي در فضا كه خلأ آن يك عايق كامل است.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/ApolloLunarModule_2.jpg

به عنوان مدرك، ماه نشين را كه در مؤسسه ي اسميت سونيان (smith sonian institute) در معرض نمايش عمومي قرار دارد، بررسي كنيد و به هسته ي موتور راكت كه درون ماه نشين قرار داده شده است توجه كنيد كه به قمست بالاي نازل راكت در قسمت پايين مركزي ماه نشين متصل شده است. اين همان موتور راكتي است كه مي گويند نيروي اضافه براي فرود بر ماه و برخاستن از آن را فراهم كرده است.

درنمونه ي واقعي ماه نشين اين موتور راكت موجود است اما در فيلم ها و عكس هايي كه گفته مي شود روي ماه از ماه نشين گرفته شده است ديده نمي شود.

پس از آن نظري به شبيه ساز ماه نشين بيندازيد و شما خواهيد فهيمد كه دقيقاً كجا چنين حقه اي به صورت فيلم درآمده است. يك فكر خوب ديگر هم براي عملي كردن وجود دارد. اين كه اندازه ابعاد فضانوردان در لباس های فضايی شان و ابعاد واقعي درب ورود و خروج ماه نشين را اندازه بگيريد. همچنين ابعاد داخلي ماه نشين را اندازه بگيريد و پس از آن خواهيد فهيمد كه فضانوردان (يا همان دروغگوها) نمي توانسته اند با لباس فضانوردي از درب ماه نشين وارد آن شوند يا از آن خارج شوند. (واقعاً حواس پرتي هم حدي دارد). محل لولاهاي درب ورود و خروج توجه كنيد و سپس به شبيه ساز آموزش ماه نشين نگاهي بيندازيد و همه ي ابعاد را اندازه بگيريد (همه ي آنهايي كه در بالا گفته ام) و حالا حواستان به محل لولا هاي درب ورود و خرج خيلي بزرگتر باشد تا روشن شويد …

ناسا ادعا مي كند كه لباس هاي فضايي اي كه فضانوردان پوشيده بودند، در سطح ماه فشارشان را ۵psi بالاتر از فشار محيط برده اند (فشار خلأ صفر psi است) ما دستكش هايي را كه ناسا ادعا مي كند فضانوردان در دست كرده اند را امتحان كرديم و فهميدم كه آنها از مواد قابل انعطاف ساخته شده اند و هيچ وسيله ي مكانيكي، الكتريكي يا هيدروليكي در آنها تعبيه نشده است تا هنگامي كه آنها را در دست دارند، به انگشتان آنها كمك مي كنند. آزمايش ها به روشني نشان مي دهد كه چنين امكان استفاده كردن از چنين دستكش هايي وجود ندارد به طوري كه پوشنده ي آنها امكان خم كردن مچ يا انگشتان را براي انجام هيچ كاري ندارد وقتي كه با فشار پنج psi بالاتر از فشار محيط پرشده باشد، حالا در خلأ باشد يا در جو زمين (فرق نمي كند).

به واقع ناسا فيلم ها و عكس هايي را نشان داد كه درآنها فضانوردان از دست ها و انگشتان شان به راحتي در طي به اصطلاح سفر به كره ي ماه، استفاده مي كنند. فيلم به وضوح نشان مي دهد كه به هيچ وجه هيچ فشاري درون دستكش ها وجود ندارد…

شرايطي كه در آن بيهوش شدن به علت كاهش فشار اتمسفر به صورت آني و انفجاري رخ خواهد داد و نتيجه ي آن تقريباً مرگ ناگهاني است، اگر واقعاً فضانوردان درمحيط خلأ باشند. اگر باور نمي كنيد، خودتان امتحان كنيد. يك آزمايش ساده است و لازم نيست كه حتماً متخصص موشك باشيد.

اينها چند دليل، از بيش از يك صد دليل ساده و راحت براي اثبات قابل قبول علمي ماجرا بود كه نشان مي دهد چگونه ناسا و برنامه ي فضايي آپولو بزرگترين دروغ هايي بوده اند كه به مردم راست پندار جهان، قبولانده شده است.

ما تلاش كرديم كه اطلاعاتي در مورد فعاليت هايي در منظومه شمسي كه همزمان با پروژه ي آپولو فعال بوده اند، تهيه كنيم.(تعدادی از تناقضات خنده دار در اطلاعات NASA) فهميديم كه اين اطلاعات براي تمام روزها و تمام سالها قابل دسترسي است، غير از روزها و ساعت هايي كه مأموريت آپولو(به اصطلاح) در حال انجام بوده است. اين اطلاعات از هيچ سازمان دولتي شامل ناسا، سازمان ملي اقيانوس و اتمسفر (NOAA) و رصدخانه دريايي قابل تهيه نيست. اين اطلاعاتي است كه به طور عادي جمع آوري مي شود (چيز عجيبي براي پنهان كردن ندارند) و شامل تاريخ هاي پرتاب، تاريخ ها و زمان هاي فرود و آسيب هاي سنگين ناشي از پرتوها مي باشد. اين اطلاعاتي است كه بايد وقتي كه فضانوردان با ماه پيما روي ماه حركت مي كرده اند، مشاهده مي شده است، اگر كه به واقع فضانوردي روي ماه بوده باشد. اين اطلاعات قابل دسترسي نيست چرا كه اثبات خواهد كرد كه آن فضانوردان كذايي مثل سيب زميني برشته شده اند. جسد آنها بايد به زمين باز مي گشت اگر واقعاً آنها، تلاش كرده اند چنين مأموريتي انجام دهند. به علاوه،
اگر تمام دلايل بالا را كنار بگذاريم فيلم ها و عكس های مأموريت آپولو به راحتي جعلي بودن آن را اثبات مي كند.

هر كسي با كمترين سطح اطلاعات درباره ي استوديوهاي فيلم برداري، استوديوهاي نورپردازي و واقعيت هاي فيزيكي ماه به راحتي مي تواند ثابت كند كه مدارك بصري پروژه ي فضايي آپولو (عكس ها و فيلم ها) توسط ناسا جعل شده است.

هيچ فيلم رنگي اي براي بشر اين قدر شناخته شده نيست كه شامل چنين جزئيات عالي در سايه ها و قسمت هاي روشن عكس هايي كه گفته مي شود روي ماه گرفته اند، باشد. هر عكاس حرفه اي كه اين عكس ها را ببيند به شما مي گويد كه چنين عكس هايي در محيط هاي كنترل شده اي گرفته شده اند و چنين عكسي متعلق به محلي با تابش مستقيم نور خورشيد، و آنهم در خلأ نيست.

بعضي از اين اشكالات و اختلاف ها در عكس ها چنان است كه حتي كساني كه هم كه خيلي خوش بين هستند، وقتي اين اختلافات را براي آنها روشن كني به مِن و مِن شنيدني اي مي افتند.بعضي ها واقعاً به يك شوك آرام فرو مي روند. برخي در هم مي ريزند و گريه مي كنند. من خودم كساني را ديده ام كه به شدت عصباني شده اند و در حالي كه اين عكس ها را پاره مي كنند، جيغ هم مي زنند.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/Buzz-Aldrin2.jpg

 ”Buzz Aldrin”

كلينيك نكت (kleinik nekt) فرمانده ي عمليات های ناسا در زمان پروژه ي آپولو، الآن هم “عضو فراماسونري سي و سومين مرتبه” است و برادرش هم حاكم مطلق و مشهور هيئت سي وسومين مرتبه از رسم اسكاتلنديباستاني و پذيرفته شده ي فراماسونري است (فرماسونري يعني فراموش خانه) اين عضويت جايزه ي او براي مقاومت در چنين ماجرايي بوده است. همه ي گروه اولين فضانوردان فراماسون بوده اند. عكسي از نيل آرمسترانگ (اولين كسي كه مثلاً روي ماه پياده شد) در خانه ي معبد واشينگتن وجود دارد كه در آن نواري كه علامت فراماسونری است روي ران او آنهم بر روي ماه قرار دارد. همه ي اعضاي بلند پايه ي رسمي ناسا جزء اشراقيون، ماركسيست ها يا كمونيست بوده اند و هستند.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/horscific.jpg

اتحادجماهير شوروي فقط يك برنامه ي فتح ماه سرنشين دار را برنامه ريزي كرده آن طور كه من تحقيق كردم كيهان نوردهاي شوروي وقتي كه از كمربند ون آلن بالاتر رفته اند، جزغاله شده اند.شوروي هيچ گاه دوباره تلاشي براي فرستادن انسان به كمربند ون آلن يا بالاتر از آن صورت نداد. كاري شبيه كاری كه عقل سليم مي كند.

وقتي كه انسان نمي تواند از تشعشعات سنگين كمربند ون آلن جان سالم به در ببرد، چگونه مي تواند روی ماه فرود آيد؟

اتحاد جماهير شوروي برنامه ي فرستادن انسان به ماه را منحل كرد. اثري كه اين ماجرا بر روي انسان هاي جهان داشت، اين بود كه اگر ما مي توانيم به ماه سفر كنيم، ديگر موجودات زنده ي كيهان هم مي توانند به زمين ما سفر كنند. سناريوي حمله ي بيگانگان به زمين از آن زمان مرسوم شده است. فاش سازي هاي اخير در باره ي طبيعت كلاهبردار ناسا و برنامه ي فضايي آپولو كه توسط اداره ي اطلاعات وديگران صورت گرفت موجب سيل تبليغات و برنامه ي تلويزيوني شد تا مردم گول خورده در خواب عميق جهالت باقي بمانند. بلندپروازترين آنها “آپولو ۱۳″ و “از زمين تا ماه” هستند كه در هر دو بازيگر و تهيه كننده ي معروف، تام هنكس كار كرده است.

15hadleywork

حقايق آپولو

۱- نيل آرمسترانگ هم اكنون ( اين مقاله قبل از مرگ آرمسترانگ تهيه شده است) هم اكنون از بيماري روحي رنج مي بود. كه نتيجه ي مستقيم قراردادن او به عنوان سنگ بناي بزرگ ترين دروغ تاريخ است. شايد هم از اين كه تعداد بيشماري سايت اينترنتي او را دروغگو مي خوانند.

۲- شايعه اي هست كه مي گويد فضانورد آپولو ۱۲ پيت كنراد (pete conrad) قصد داشته كه در جشن سي امين سالگرد ازدواجش در منظر عموم از جعلي بودن فرود بر ماه پرده بردارد. او در يك تصادف با موتورسيكلت، يك هفته قبل از سي امين سالگرد ازدواجش كشته شد.

۳- هم اكنون، براي شاتل فضايي ۶۶ ساعت طول مي كشد كه به ايستگاه فضايي بين المللي كه در ۱۸۵ مايلي سطح زمين قرار دارد، برسد. ناسا مي گويد كه آپولو ۱۳ از وقتي كه از زمين بلند شد، ۵۵ ساعت طول كشيد كه در فاصله ي ۲۰۰ هزار مايلي زمين به مشكل برخورد. (۱۸۵ مايل در ۶۶ ساعت با تكنولوژي امروز و ۲۰۰ هزار مايل در ۵۵ ساعت با تكنولوژي ۴۰ سال پيش) بهتر است به كسي ديگر نگوييد. شايد مسخره تان كردند.

۴– يوري گلر (Uri Geller) يكي از افراد سرشناس جهان در وب سايت خودش، مي گويد كه عكس هاي ناسا از برخي برنامه هاي آپولو به طرز احمقانه اي، جعل و ساخته شده اند، و مي پرسد كه چرا؟ يوري دوست صميمي فضانورد آپولو ۱۴، ادگار ميچل (Edgar Michell) است. حالا ما از او مي پرسيم كه چرا از دوست خودت نمي پرسي كه چرا عكس ها جعلي هستند؟

۵- رئيس، ليندون جانسون، اسناد مشخصي از آپولو را طبقه بندي كرد و دستور داده تا سال ۲۰۲۶ از طبقه بندي خارج نشود. اين كار را كرد تا تمام كساني كه در پروژه ي آپولو درگير بوده اند، مرده باشند و فراموش شده باشند، و هيچ كسي براي عيب جويي كردن زنده نمانده باشد. اگر كسي بخواهد حقيقت پشت سر برنامه ي آپولو را بداند، لازم نيست تا ۲۰۲۶ صبر كند. همين الآن بر همه آشكار است.

۶- در اوايل دهه ي ۱۹۶۰ مسئولان ناسا طي جلسه اي پشت درهاي بسته، فهميدند كه سفر انسان به ماه قبل از ۱۹۷۰ امكان پذير نيست. پس تصميم گرفتند كه اين قضيه را در پروژه ي آپولو ۱۱ عملي كنند آنهم با جعل كردن قضيه، به اين اميد كه بعدها بتوانند به ماه سفر كنند و اين حقه را مخفي و مدفون نگه دارند كه هرگز موفق به سفر واقعي به ماه نشدند.

۷- نويسنده معروف سي كلارك از آپولو۱۱ به عنوان “حفره اي در تاريخ” ياد مي كند و مورخ بزرگ اي.جي.پي تيلور از آپولو۱۱ به عنوان “بزرگترين اتفاقي كه در طول زندگي اش نيفتاد” ياد مي كند.

apolloسیر تکاملی! LEM در پروژه های آپولو …

۸- ناسا در آن زمان ماه نشين را تكميل نكرده بود. اكنون ۴۰ سال(۴۵سال) از آن تاريخ مي گذرد و ناسا هنوز نتوانسته يك راكت كه به ماه برود و برگردد را بسازد كاري كه ادعا مي كند ۴۰ سال پيش انجام داده است. آن هم با سرنشين.

۹- فيلمي كه از درون كپسول تمام آپولوها (تأكيد مي كنم تمام آپولوها) گرفته شده است، يك نور آبي كم رنگ را نشان مي دهد و همچنين خميدگي زمين را نيز از پنجره ي فضاپيما نشان مي دهد. اين فيلم به ادعاي ناسا در نيمه ي راه سفر به ماه و در تاريكي و سياهي فضا گرفته شده است. اين نور آبي ثابت مي كند كه كپسول فقط در حال چرخش به دور زمين بوده است.

۱۰- تصاوير ماه كه در سايت ناسا ديده مي شود جعلي هستند و در آنها پشت صحنه ي تئاتر ديده مي شود. عكس ها يك خط سياه كه با مداد كشيده شده است را در جايي كه پس زمينه به نور روز در آسمان مي رسد آشكار مي كند كه در آنجا به طور ناگهاني تاريك مي شود.

۱۱- ماه نشيني كه در آخرين مأموريت ها استفاده شده است دقيقاً مانند همان نمونه هاي اوليه است به طور مثال هيچ گونه اصلاحي در آن صورت نگرفته است. حمل ماه نشين به ماه حتي اگر خيلي كوچكتر هم مي شده است، غير ممكن بوده است.

۱۲- ماه پيما داراي تايرهاي قابل بادكردن بود كه اگر از قبل بادشده بود وبه ماه رفته بود، آنجا منفجر مي شد. حالا اگر بدون باد هم به ماه مي رفت، آنجا هوايي براي باد كردن آن وجود نداشت. سنجابهاي حرفه اي پروژه ي آپولو مي گويند كه ماه پيما داراي تايرهای همراه با شبكه فلزي محكم بوده است. بله، ماه پيماي موجود در موزه كه از اواسط دهه ي هفتاد (پنج شش سال پس از اولين سفر به ماه) به جا مانده است، چنين خصوصيتي دارد. چرا كه سنجابها فهميدند كه تايرهاي باد شونده به هيچ وجه (چه در زمين باد شوندوچه در ماه) در ماه قابل استفاده نيستند. ناسا ۴۰ سال وقت داشته است كه به اصلاح اشتباهات ساده و آشكار برنامه ي آپولو بپردازد. هر وقت كسي ايرادي مي گرفته است، ناسا اين اشتباهات را اصلاح مي كرده است و چيزي نمي گفته است، مثلاً آنها نمي توانند بگويند چرا اين همه چيز خلاف قاعده در اولين محل فرود وجود دارد. در هر صورت من عكس هايي از ماه پيما كه تصور مي شود بر روي ماه بوده است، در اختيار دارم كه دقيقاً همان تايرها و حتي والوهاي تايرهايي را دارد كه در مركز هوايي كندي استفاده مي شود به عبارت ديگر آنها يك نوع و يك جنسي هستند. از زماني كه چنين اشتباه بزرگي در وب سايت من مثل بمب منفجر شد، تصاوير اوليه كه از نماي نزديك از ماه پيما بود و در اينترنت قرار داشت، تغيير كرده است.

۱۳- غير ممكن بوده است كه بتوان لباس فضايي اي در اختيار داشت كه آنهم بر روي ماه با آب خنك شود، در حالي كه دماي بيرون در نقطه ي جوش آب باشد. و هيچ جايي براي پراكنده كردن گرما در آن وجود نداشنه باشد.

۱۴- براساس تحقيقات مركز تحقيقات لانگلي (Longley Research Center) در هميلتون ويرجينيا، ماه پيما ابتدا از جايي آويزان بوده است و دقيقاً در همان زماني كه در ماه دروغين ادعا مي كنند كه حركت مي كرده است، به آرامي پايين آورده شده است. (در عكس ديديد كه هيچ رد تايري در جلو و عقب تايرهاي ماه نشين نيست).

۱۵- فضانوردان هم از چنين چيزي آويزان بوده اند تا كم وزني درسطح ماه را نشان دهند. عكس هاي سايت Reality را با عكس هاي سايت ناسا مقايسه كنيد. نوسان غير منطقي زياد پاي عقبي در هر دو سري عكس، يكسان است.

۱۶- فيلم هايي كه مي گويند توسط آپولو۸ كه مثلاً دور ماه گشته است گرفته شده است، دقيقاً همان فيلم هايي است كه براي مأموريت آپولو ۱۱ نشان داده شده است. به جز اين كه معكوس شده است و وارونه گشته است. رشته كوههاي تادپول لايك (tadpole like) را چك كنيد. كاري كه ناسا انجام داد اين بود كه سطح ماه دروغين را در مركز تحقيات لانگلي (LRC) فيلم برداري كرد، در يك مسير رفت، سپس دوربين را معكوس كردو سطح را در جهت معكوس فيلم برداري كرد چيزي كه در فيلم ها مشهود است وديده مي شود.

۱۷- فيلم هايي كه نشان مي دهد آپولودور ماه گشته است، توسط يك دوربين سوار بر ريل كه به آرامي دور مدل گچي ساختگي ماه مي چرخد، گرفته شده است.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/apolloplaster.jpgمدل گچي ساختگي ماه

۱۸- جيمزلاول كه از روي يك متن پيش نوشته در شبيه ساز ماه نشين براي فيلم بالا مي خوانده است در جايي از فيلم مي گويد كه “ظاهراً ماه اصلاً خاكستري بوده است. هيچ رنگي در كار نبوده است. مثل يك مجسمه گچي به نظر مي آيد! اين صدا خيلي پيشتر از مأموريت آپولو ضبط شده است. با دقت به اين نوار گوش دهيد (با هدفون) ببينيدكه اوبه سختي تلاش مي كند جلوي خنده ي خود را بگيرد. چرا چنین كسي بايد فكر كند چنين مأموريت عظيم و بزرگي چيز خنده داري است؟ جواب اين است كه به واقع آن ماه كذايي يك مجسمه ي گچي واقعي بود كه وي به آن اشاره مي كرد.

۱۹- در يك مصاحبه ي تلويزيوني بين شينا مك دونالد و مدير اجرايي ناسا، دن گلدن (Dan Golden) (معروف به Dan Dare) در سال ۱۹۹۴، دن گلدن آشكارا پذيرفت كه انسان نمي تواند از مدار زمين خارج شود، مادامي كه بر پرتوهاي كيهاني غلبه كند. او در حالي اين سخنان را گفت كه هيچ اشاره اي به پروژه آپولو در ۲۵ سال قبل از آن نكرده بود، مأموريتي كه تصور مي شود كه انسان ۲۵۰ هزار مايل از مدار زمين دور شده است.

۲۰- نيل آرمسترانگ هيچ عكس يادگاري يا چيزي شبيه به آن از سفر مثلاً به ماه ندارد. اما او عكس هاي فراواني از روزهاي تست خلباني اش جمع كرده بود. آرامسترانگ كه خود مي دانست اين حماسه آمريكايي يك دروغ بزرگ است، از طرف ناسا مجوزي براي داشتن اين عكس ها نداشت.

۲۱- در سال ۲۰۰۹ (۲۰۱۴) ناسا هنوز به تكنولوژي فرستادن انسان به ماه و برگرداندن ايمن وي از ماه نرسيده است. خوب انجام چنين كاري در سال ۱۹۶۹، يعني ۴۰ (۴۵)سال پيش واقعاً يك شاهكار صنعتي و فضايي بوده است. شما كه در اين مورد شكي نداريد؟

16orbitsurface

انگيزه هايي در مورد اين حقه ي كثيف:

چندين نظريه در مورد علت چنين حقه اي توسط نظريه پردازان اين ماجرا بيان شده است:

۱- پرستيژ جنگ سرد: ايالات متحده آمريكا فهميد كه براي او خيلي حياتي است كه در رقابت فضايي برنده شود آنهم در برابر اتحادجماهير شوروي. رفتن به ماه خيلي خطرناك و البته پرهزينه بود. عليرغم توجه شوروي و گوش به زنگ بودن آن، بيل كيسينگ (Bill keysing) ادعا مي كند كه براي آمريكا جعل كردن چنين چيزي خيلي راحت تر بود و در نتيجه موفقيت را تضمين مي كرد. آنهم بهتر از زماني كه واقعاً بخواهد بر روي كره ماه فرود بيايد.

۲- پول: ناسا در آن زمان هزينه ي سفر به ماه را ۳۰ ميليارد دلار آمريكا برآورد كرد. بيل كيسينگ ادعا مي كند قسمتي از چنين پولي مي توانست انگيزه لازم براي صدها نفر جهت شركت در اين حقه باشد.

۳- خطر: اين بحث و جدل ها به اين نتيجه رسيدندكه مشكلات اوليه براي سفر به فضا غير قابل حل كردن است ولو اين كه شما تيم مجهز و با پول كافي براي حل چنين مشكلاتي داشته باشد. كيسينگ ادعا كرد كه شانس موفقيت براي فرود بر روي كره ي ماه فقط ۱۷ هزارم درصد بود.

۴- حواس پرتي مردم: با توجه به اظهارات نظريه پردازاني كه ادعا مي كنند چنين پروژه اي حقه اي بيش نبوده است، آمريكا از حواس پرتي عمومي مردم در جنگ ويتنام استفاده كرد. فعاليت هاي آمريكا براي فرستادن انسان به ماه ناگهان متوقف شد، مأموريت هاي از قبل برنامه ريزي شده كنسل شد و همه ي اينها تقريباً در همان زماني كه آمريكا از جنگ ويتنام دست كشيد، متوقف شد. (اما برنامه آپولو چندين سال قبل از پايان جنگ ويتنام، متوقف شد).

۵- وفاي به عهد: براي اين كه قول رئيس جمهور فقيد آمريكا جان اف كندي براي فرستادن انسان به ماه و بازگرداندن وي به زمين قبل از پايان دهه ي ۶۰ عملي شود.

مقايسه تكنولوژي آمريكا با شوروي:

در زمان پروژه ي آپولو ۱۱، شوروي ۵ بار بيشتر از آمريكا پروازهاي سرنيشين دار به فضا فرستاده بود شوروي براي اولين بار به موارد زير دست يافته بود:

۱- قراردادن اولين ماهواره ي ساخت بشر در فضا (اكتبر ۱۹۵۷، سفينه اسپوتنيك ۱)

۲- فرستادن اولين موجود زنده به فضا، سگي ماده به نام لايكا (نوامبر ۱۹۷۵، اسپوتينيك ۲)

۳- اولين بازگشت سالم موجودارت زنده از مدار به زمين شامل ۲ سگ، ۴۰ موش، ۲ موش صحرايي (آگوست ۱۹۶۰، اسپوتنيك ۵)

۴- اعزام اولين انسان به فضا، يوري گاگارين، همچنين اولين انساني كه به دور فضا گشت (آوريل ۱۹۶۱، وستوك ۱)

۵- اولين دارنده ي همزمان ۲ سفينه ي فضايي در مدار (آگوست ۱۹۶۲، وستوك ۳ و وستوك ۴)

۶- اولين زن در فضا، ولنتينا ترش كف (ژوئن ۱۹۶۳، وستوك ۶، به عنوان قسمتي از دومين پرواز سفينه هاي فضايي دوبل شامل وستوك ۵)

۷- اولين راهپيمايي فضايي (EVA) (مارس ۱۹۶۵ voskhod2)

5947

چند سؤال اساسي:

۱- در مورد سنگ هايي كه از ماه آورده شده اند چه مي گوئيد؟

اين سنگ ها ثابت مي كنند كه فرود روي ماه واقعاً صورت گرفته است؟ پاسخ: نه اين طور نيست. اين سنگ ها بيشترين تاكتيك مورد استفاده ي ناسا و PAN است، اما هيچ چيز را ثابت نمي كند. ناسا مدت ها قبل از مأموريت آپولو به توليد سنگ هاي شبيه سازي شده ي ماه مي پرداخته است كه اين موضوع در كتابي كه در سال ۱۹۶۶، سه سال قبل از آپولو ۱۱، چاپ شده است، اثبات شده است. اين سنگ هاي شبيه سازي شده از سنگ بازالت و نمونه شهاب سنگ هاي پيدا شده در آنتراكتيكا ساخته شده است. اين سنگ هاي شبيه سازي شده كه به دانشگاه هاي سرتاسر جهان فرستاده مي شود به نظر واقعي مي رسد. (كه اين طور نيست). اين سنگ هاي شبيه سازي شده، البته از هر نمونه سنگ موجود روي زمين متفاوت به نظر مي آيد و ناسا هم همين را مي خواهد. اين دليلي است براي آن كه زمين شناسان مي گويند چنين سنگ هايي در هيچ كجاي زمين پيدا نخواهد شد. البته كه چنين نيست چون اين سنگ ها فقط توسط ناسا توليد شده است و با سنگ هاي اصلي متفاوت است. ناسا سنگ هاي شبيه سازي شده و غبارهاي شبيه سازي شده ي ماه را آن قدر ارزان توليد كرده است كه بابتش لازم نيست پولي بدهد، غير از هزينه ي حمل و نقل آن.

۲- چرا آنها تلسكوپ هابل را روي ماه تنظيم نمي كنند تا مصنوعات دست بشر را كه در ماه جا مانده است ببينيم؟

هابل از اموال ناسا است و توسط ناسا هم هدايت مي شود، كسي كه كل اين ماجراي ساختگي را راه انداخت. بنابراين نمي توان كاري كرد. به عنوان راه حلي دفاعي، ناسا به خبررسان ها و سايت هاي علمي پول هايي پرداخت كرد، (مثل فيل پليت (Phit Plait از Bad astronomy) تا ادعا كنند كه تلسكوپ هابل قابل به انجام چنين كاري نيست و نمي تواند محل هاي فرود را ببيند. اما واقعاً چه درجه اي از تفكيك پذير (Resulation) براي آنها مورد نياز است؟ هابل در واقع مي تواند تا ۵۰ متري سطح ماه را ببيند. چيزي كه به اندازه كافي هست تا بتوان مصنوعات بشري به جا مانده روي ماه (به ادعاي ناسا البته) را ديد. حالا شما توجه كنيد كه سطح ماه، ابر يا اتمسفري ندارد كه نشود آن را ديد. ناسا در واقع تصاوير با كيفيت بسيار بالايي از ماه در اختيار دارد كه آنها را در اختيار رسانه ها نمي گذارد چرا كه اولين چيزي كه مردم مي خواهند اين است كه چيزهايي كه روي سطح ماه جا مانده است را ببينند و مسلماً چيزي هم در آنجا نيست.

۳- در مورد بي وزني چه مي گوييد، آيا چنين چيز در زمين و با گرانش قوي آن امكان دارد؟

اين هم يكي ديگر از ادعاهايي است كه در عين خنده دار بودن، هيچ چيز را ثابت نمي كند. فيلم در نور كم گرفته شده است، به علاوه يك فيلم سياه و سفيد با كيفيت خيلي پايين است. از آنجايي كه چنين تجربه اي در فاصله ي زيادي از دور بين صورت گرفته است، به راحتي مي تواند چيزي جعل كند. آيا با يك طناب و چند حقه ي سينمايي نمي توان چنين كاري كرد. من مي خواهم به شعبده بازي نظير دويد كاپرفيلد اشاره كنم. كسي كه شيرين كاري هاي خيلي بزرگتري انجام داد (حقه هاي بصري) آن هم در فاصله ي يكي دو متري از تماشاچي. يكي از شيرين كاري هايي كه خود او هم در آن شركت داشت، نصف كردن بدن خودش با يك اره برقي بود. پس از ۲ تكه ي جدا شده ي بدن او به دو طرف صحنه ي نمايش برده مي شود. اگر طرفداران فرود بر روي كره ي ماه واقعي بودن آن را قبول دارند، آيا قبول مي كنند كه ديويد كاپرفيلد هم واقعاً به دو تكه بريده شده بود؟

۴- چرا ستاره شناسان بزرگي مثل سربرنارد لاول (Sir Bernard Lobell) و پاتريك مور (Patrick Moore) از اين ناسا در اين ماجرا حمايت مي كنند، اگر كه مي گوييد چنين چيزي صحنه سازي است؟

داشنمندان و ستاره شناسان سراسر زمين به خوبي مي دانند كه چنين ماجرايي ساختگي است، اما از ناسا طرفداري مي كنند تا به اطلاعات حساسي كه از تلسكوپ هابل به زمين ارسال شده است دسترسي داشته باشند. آنها نمي توانند به ناسا دهن كجي كنند كه در اين صورت ناسا آنها را از دستيابي به چنين اطلاعات گرانبهايي محروم مي كند. اطلاعاتي كه واقعاً مورد نياز هستند.

۵- در مورد انعكاس دهنده ي ليزري كه در سطح ماه قرار داده شده است و با آن مي توانند فاصله ي زمين تا ماه را بفهمند چه مي گوييد؟

در سال ۱۹۴۶، دانشمندان در آمريكا توانستند يك سيگنال راديويي به سطح ماه ارسال كنند و با موج راديويي برگشتي از ماه توانستند فاصله ي دقيق ماه را به دست آورند. در اوايل دهه ي ۶۰ ناسا فهميد كه مي تواند اين آزمايش را خيلي بهتر هم انجام دهد و اين كار را با يك باريكه پرقدرت نور ليزر با دقت بيشتري انجام دهد. در اين سناريو، نور ليزر از ماه به سمت زمين منعكس و برگشت مي شود، دقيقاً همان طور كه نور خورشيد از ماه به زمين منعكس مي شود. در ۹ مه ي سال ۱۹۶۲ (بيش از ۷ سال قبل از آن كه آپولو ۱۱ مثلاً بر روي ماه نشست) يك ليزر پرقدرت يا قوتي با موفقيت روي سطح ماه تابانيده شد و به زمين منعكس شد تا فاصله ي دقيق ماه از زمين بدون آنكه لازم باشد، چيزي در سطح ماه تعبيه شود، مشخص شود. هيچ منعكس كننده ي ليزري روي سطح ماه نيست و هرگز هم نبوده است. ناسا هم اكنون از همان روشي استفاده مي كند كه در سال ۱۹۶۲ قبل از حقه ي فرود بر ماه، از آن استفاده مي كرد. اتفاقاً ناسا برنامه اي دارد تا بتواند با يك ليزر پرقدرت تر فاصله ي دقيق مريخ تا زمين را محاسبه كند. آيا باز هم اين جا مي گوييد كه فضانوردان منعكس كننده ي ليزري روي ماه گذاشته اند تا فاصله ي آن با زمين را اندازه بگيرند؟

۶- چرا آمريكا فرود بر روي ماه را جعل كرد، آيا از نظر آنها شوروي احمق بود؟

نه آنها كاري نكردند كه روسها را احمق جلوه بدهند. و هيچ كس هم قبول ندارد كه روسها آن قدر احمق باشند كه اين گونه گول بخورند؟ روسيه در آن زمان (و حتي الان در بعضي قسمت ها) (۱) فناوري فضايي پيشرفته تري از آمريكا داشت و حتي در زمان سخنراني كندي مي دانست كه فرستادن انسان به ماه و برگشت وي از ماه غير ممكن است. اين ماجرا جعل شد تا به غرب ثابت شود كه آمريكا در تكنولوژي فضايي از شوروي برتر است (در زمان مسابقه فضايي آمريكا و روسيه، هميشه در هر كاري روسها، اولين بودند، مثلاً فرستادن اولين انسان به فضا) چرا كه دنياي غرب ايمان خود در مورد قدرت آمريكا را از دست داده بود وآمريكا هم چنين ارتباط ضعيفي با خود را نمي توانست، شاهد باشد. هيچ رقابت فضايي آن طور كه ناسا ادعا مي كند وجود نداشت. روسيه به هيچ وجه، هيچ گاه قصد فرستادن انسان به ماه را نداشت چرا كه مي دانست و البته آزمايش كرده بود كه چنين كاري غير ممكن است.

۷- آيا ريچارد نيكسون در پس اين قضايا بود؟

اگر چه نيكسون مسئول مأموريت هاي آپولو در آن زمان بود، مستقيماً مسئول چنين كاري نبود، اگر چه كه او مي دانست يا حداقل بايد مي دانست كه آنها در حال جعل اين ماجرا هستند. برنامه ريزي و آماده سازي شرايط ساختن اين ماجرا در اوايل دهه ي شصت صورت گرفت و از اين نظر ليندون بي جانسون رئيسي بود كه در پروژه ي آپولو بيشترين اطلاعات در اختيارش بود.

۸- در مورد اين همه انسان كه در پروژه ي آپولو درگير بوده اند، چه مي گوييد، آيا هيچ كس نمي خواسته كه اين راز را فاش كند؟

طرفداران مي گويند كه نيم ميليون نفر انسان در اين پروژه درگير بوده اند، اما اين آمار شامل تمام مهندسان دون پايه در تمام شركت هاي سراسر دنيا هم مي شود. حالا اگر يك مهندس در كارخانه اي در سياتل دارد قطعه اي مي سازد و رئيس او به او مي گويد كه اين قطعه را براي پروژه ي آپولو مي سازيم، آيا اين مدركي دال بر رخ دادن فرود بر روي كره ي ماه مي شود؟ البته كه نه. اين كه مدرك نمي شود. ولو اين كه اگر آن مهندس مي دانست كه هرگز اين قطعه را براي سفر به ماه نساخته اند، باز هم پيش همه است كه به كره ي ماه رفته است تا اين كه يك جورهايي احساس غرور كند. قطعات مورد نياز براي آپولو در كارخانه هاي مختلف بسياري در سراسر جهان ساخته شد. مثلاً منعكس كننده ي ليزري كه تصور مي شود بر روي ماه قرار گرفته است، توسط فرانسه ساخته شده است. ناسا يونيت را از كمپاني فرانسوي گرفت و اين آخرين چيزي بود كه آنها ديدند. احتمالاً اين قطعه در جايي مثل لانگي بايگاني شده است، اما چيزي كه با اطمينان مي شود گفت اين است كه اين قطعه روي ماه نيست. آيا آن مهندسان فرانسوي مدركي براي فرود انسان بر روي ماه محسوب مي شوند؟ نه، البته كه نه، افراد خيلي كمتري (كمتر از ۲۰۰ نفر) مستقيماً در اين ماجرا درگير شده اند تا تعداد افرادي كه شاهد وقوع اتفاق واقعي هستند، به حداقل برسد. هيچ نيازي نيست كه آنها حرفي بزنند و افشاگري بكنند چون آنها واقعاً نسبت به آمريكا حس وطن پرستي دارند و هيچ چيز در مخالفت اين قضيه نخواهند گفت. حتي اگر دروغ بزرگي به مردم قبولانده شده باشد. اين دليل اول، اما دليل دوم، آنها به ميليون ها دلار پول نياز ندارند تا به فكر آينده ي خود باشند، چون همين الان پول زيادي از ناسا بري ساكت ماندن مي گيرند.

۹- چرا روسيه براي فاش كردن اين دروغ كاري نكرد؟

اين هم يكي ديگر از دستاويزهاي طرفداران واقعي بودن اين ماجرا است. اما آنها در واقع بر حقيقتي تكيه كرده اند كه روسيه چگونه پيشرفت هاي فضايي آمريكا در اوايل دهه ي شصت را مسخره مي كرد (طي دوره ي خورشچف/كندي). خروشچف هميشه شكست هاي امريكا را به سخره مي گرفت و پرواز فضايي آلن شيارد را كه ۱۵ دقيقه بيشتر طول نكشيده بود، در برابر آنچه روسها انجام داده بودند، پرواز يك كك خوانده بود. اما وقتي كه دوره ي خروشچف در سال ۱۹۶۴ به پايان رسيد، رهبر جديد روسيه، برژنف هرگز آمريكا را مسخره نكرد و روسها فقط سرشان به كار خودشان بود. اما چيزي كه خيلي از مردم نمي دانند اين است كه جعلي بودن فرود بر روي كره ي ماه، در همان زمان، هم در روزنامه هاي روسيه و هم در روزنامه هاي سراسر جهان مورد بحث و تأييد قرار گرفته بود اما آن داستان ها از طرف رسانه هاي غربي بايكوت شده بود. به ياد آوريد كه در سال ۱۹۶۹ شوروي كشوري بود كه در همه جا جاسوس داشت (يك نمونه از اين جاسوس ها: كيم فيلبي رئيس بخش ضدشوروي سازمان جاسوسي خارجي انگليس موسوم به MI6 خود جاسوس شوروي بود و تا دهها سال هر شب چمداني از اسرار و مدارك وزارت خارجه ي انگليس را مثل زنبيل سبزي براي گرفتن ميكرو فيلم به خانه هاي امن (كا گ ب(سازمان جاسوسي شوروي) مي برد). روسيه مي توانست براي جهان فاش كند كه اين ماجرا، جعلي بوده است و احتمالاً اين كار را مي كرد اگر خورشچف همچنان بر سر قدرت بود اما كشورهاي غربي به آساني اين كار را دليلي بر حسادت روسيه بر پيروزي آمريكا بر روسيه در اين رقابت مي خواندند. اما روسها برنامه ي بهتري در سر داشتند، براي اين كه بدانيد اين برنامه چه بوده است بايد با نحوه ي كار ايدئولوژي كمونيست ها در سال ۱۹۶۹ آشنا باشيد. در آن زمان اتحاد شوروي تصور مي كرد كه جاودانه خواهد ماند و هرگز تصور نمي كرد كه به ۲۰ كشور تقسيم شود و نهايتاً براي ۵۰ سال عمر كند. راه حل آنها براي اين كار ناسا اين بود كه عقب بنشينند و حرفي نزنند و در امن و امان تصور كنند كه در آينده اي نه چندان دور تمدن غرب از خواب بيدار خواهد شد و خواهد فهميد كه دولت آمريكا به آنها دروغ گفته است. اين كار خيلي ها را در برابر آمريكا قرار خواهد داد و رسانه هاي غربي احساس خواهند كرد كه رودست خورده اند و احمق به نظر آمده اند و بيشتر از اين نمي توانند به آمريكايي ها اطمينان كنند. اين دقيقاً همان چيزي بود كه شوروي انتظار داشت، رخ دهد مثلاً رسانه هايي در مقابل منبع صحيح و موثقي قرار بگيرند كه بيشتر از اين قابل اعتماد نيست. اگر روسيه همچنان دولت كمونيستي بود، رهبران آن به دولت آمريكا مي خنديدند كه اين گونه توسط شهروندان خودش تحت فشار قرار مي گيرد.

http://waiting.ir/armstrong/wp-content/uploads/1-plastershot.jpg

و در پايان هيچ چيز را اگر باور نكرديد، اشكالي ندارد. فقط به من بگوييد چرا در ۴۰ سال(۴۵سال) پيش انسان به ماه رفت و سالم برگشت، اما حالا ديگر قادر به چنين كاري نيست؟

…………………………………………………………………………………………………………………………………………..

پي نوشت : ۱- آمريكا به علت نياز به فناوري و همكاري فضايي و تكنولوژيكي روسيه، شركت هاي صنعتي روسيه را كه با ايران همكاري مي كنند و همزمان در صنايع فضايي با آمريكا همكاري مي كنند را تحت تحريم قرار نمي دهند.

مترجم: محمود کريمي

 

منبع اختصاصی راسخون

منابع:

Wikipedia.org
moondeception
Theconspiracyzone.podcastpeople.com
http://www.ask.com/question/whats-the-moon-landing-a-hoax
Wm. Cooper’s site: http://www.hourofthetime.com/majestyt.htm
http://www.moonfaker.com/faqs.html
http://aulis.com/investigation.htm
http://apollofacts.atspace.co.uk/
http://manonmoon.ru/index.htm
http://www.rasekhoon.net/Article/Show-22465.aspx
http://www.firetown.com/2011/03/21/my-husband-directed-the-fake-moon-landing-says-stanley-kubricks-widow/

همچنین ببینید

پاک کردن صورت مسئله+عکس

باسلام : متاسفانه یه روش حل مسئله توی کشور داریم به اسم (( پاک کردن …

8 دیدگاه

  1. اخه یه … مذهبی رو چه به تز دادن راجب برنامه های ناسا

    بدبدختا ما قبل از قرن ۲۱ از منظومه شمسی خارج شدیم حتی اون وقت شما به ماه شک دارین

    خواهشا برین همون دعاتون رو بکنین به چیزا ی علمی هم کار نداشته باشید

  2. تو که این سوالات رو میپرسی هر چند تکراری هستن. چرا پس جواب های ناسا رو نمیذاری ؟تا مردم خودشون قضاوت کنن.

  3. با سلام و احترام
    یک مقاله در باره دروغ بودن بمب اتمی خدمتتان ارسال میکنم
    ازشما خواهش میکنم ان مقاله را در صفحه اصلی سایتتان وهمینطور کانال تلگرامتان منتشر کنید تا دیگران قضاوت کنند.
    راه مبارزه با امریکا کاملا” روشن است .باید دروغهای این ابرقدرت پوشالی را با صداقت رو کرد.
    مقاله ای نوشته ام که در سایتهای زیادی اعم از داخلی و خارجی منتشر شده اند وبرایتان میفرستم.
    به سایت زیر مراجعه فرمایید:

    http://yon.ir/59ik

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14830

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14719

    حقیقت ان چیزی نیست که گفته می شود و یا نوشته می شود بلکه حقیقت همان چیزیست که می خواهند ان را مخفی کنند.
    این مقاله را برای مسئولین کشور در دستگاه رهبری، نهاد ریاست جمهوری، قوه قضائیه، تعدادی از نمایندگان مجلس ، سپاه پاسداران و ارتش و نهادهای مذهبی فرستادم.
    اقایان علی مطهری نایب رییس مجلس و علیرضا زاکانی این مقالات را در سایتشان منتشر نمودند.
    در هر صورت منتظر پاسخ هستم.

  4. با سلام و احترام

    یک مقاله در باره دروغ بودن بمب اتمی خدمتتان ارسال میکنم که با حوصله و بدون تعصب بخوانید

    ازشما خواهش میکنم این مقاله را در صفحه اصلی سایتتان وهمینطور کانال تلگرامتان منتشر کنید تا دیگران قضاوت کنند.

    راه مبارزه با امریکا کاملا” روشن است .باید دروغهای این ابرقدرت پوشالی را با صداقت رو کرد.

    مقاله ای نوشته ام که در سایتهای زیادی اعم از داخلی و خارجی منتشر شده اند وبرایتان میفرستم.

    به سایت زیر مراجعه فرمایید:

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14719

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14830

    http://yon.ir/59ik

    حقیقت ان چیزی نیست که گفته می شود و یا نوشته می شود بلکه حقیقت همان چیزیست که می خواهند ان را مخفی کنند.

    این مقاله را برای مسئولین کشور در دستگاه رهبری، نهاد ریاست جمهوری، قوه قضائیه، تعدادی از نمایندگان مجلس ، سپاه پاسداران و ارتش و نهادهای مذهبی فرستادم.

    اقایان علی مطهری نایب رییس مجلس و علیرضا زاکانی این مقالات را در سایتشان منتشر نمودند.

    در هر صورت منتظر پاسخ هستم.

    تا این دروغ بزرگ در باور ملتهاست اوضاع دنیا روز به روز بدتر می شود و ممکن است به کشور ما اسیب برسانند..

    پیروز و سربلند باشید.

    بعضی از اینکها گه مقاله را منتشر کرده اند:

    https://ir.sputniknews.com/opinion/201610271947164/

    https://ir.sputniknews.com/opinion/201610281947188/

    http://flatearthfarsi.blog.ir مقاله دروغ بودن سلاح هسته ای در داخل سایت است

    http://www.webshad.com/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-httpalimotahhari-com/

    http://zakani.ir/?p=1642

    http://hormozgan.basijelmi.ir/blog/2016/12/31/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA/

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14719

    http://asrarnameh.com/pages.php?id=14830

    http://www.shalamchenews.com/

    http://www.shalamchenews.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d8%ad-%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa/

    اگر خواستید لینکهای دیگری را می توانم بفرستم.

    خودتان در اینترنت جستجو کنید.

    سلاح اتمی(یکی از بزرگترین دروغ های قدرت های جهانی)

    دوشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۲۸ ب.ظ

    از آنجایی که نویسنده در این یادداشت با آوردن چند استدلال نگاه متفاوت و جدیدی را به یکی از مهمترین موضوعات سیاسی جهان در یک قرن اخیر داشته، ارزش یک مرتبه مطالعه و فکر و تحقیق درباره درستی یا نادرستی آن را دارد و وانتشارش به معنای تأیید یا رد محتوای آن از سوی ما نیست

    انفجار هفت تن گاز مایع و شباهت آن با بمب اتمی(اگر بجای هفت تن، هفتاد تن یا بیشتر منفجر کنند قارچ بزرگتری تشکیل خواهد شد)

    نوشته را با این سوال آغاز میکنم که چرا هیچکس نمیتواند جامعه را اصلاح کند. توزیع نامتقارن و ناعادلانه ثروت و قدرت در جهان علت بروز رفتارهای خشونت امیز در جوامع مختلف می باشد. واقعیت این است که زمانی می توان در جهت اصلاح جامعه گام برداشت که دروغهای ابرقدرتها رو شود تا نشان داده شود که این ابر قدرتها قدرت دروغین و پوشالی دارند و تنها با استفاده از عدم اگاهی وحتی نادانی جامعه قدرت دروغینشان را به جامعه باور می دهند که اگر دروغهایشان رو شود تضعیف خواهند شد و به دنبال ان قدرت طرفداران و سرسپردگان ابرقدرتها نیز کم خواهد شد.

    از زمانی که نفت و گاز کشف گردید عده ای این منابع خدادادی را که باید همه از ان بهره میبردند در انحصار خود و گروههای طرفدار خود گرفته و بقیه را سرکوب کرده و دهان انها را بستند. اما این رسم دیرینه تاریخ است که اگر دهانها بسته شود, دستها به سوی اسلحه خواهد رفت. بنا به همین رسم قدیمی جنبشهای سیاسی و مسلحانه در نقاط مختلف جهان اغاز شد. اما صاحبان قدرت و صاحبان سرمایه افراد مورد نظر خودشان را به عنوان مبارز و رهبر ازادیخواهان به این جنبشها نفوذ داده و نتیجه این جنبشها درگیری داخلی در همان جنبش بود و یا اینکه در راستای منافع سردمداران جهانی عمل میکردند.

    نمونه بارز این موضوع نلسون ماندلا ست که سابقه وی را شرارت, عملیاتهای تروریستی و خیانت به یارانش تشکیل میداد اما رسانه های وابسته به قدرتهای جهانی از وی یک قهرمان ساختند که به خاطر سیاهان افریقا ۲۷ سال زندان را تحمل کرده است.

    امریکا برای حاکم شدن بر جهان دروغهای زیادی را در راستای قدرت بلامنازع جهان بودن تحویل جهانیان داد و نمایش نامه های زیادی را اجرا کرد وفیلمهای زیادی را ساخت تا به جهانیان وحشت از بمب اتم را القا کند. همچون بحران موشکی کوبا, بحران درگیری بین چین و شوروی و از این نوع بحرانهای ساختگی. در حالی که شواهد و قرائن زیادی در دست است که بمب اتم وجود خارجی ندارد و فقط برای ترساندن مردم دنیا ان را عنوان می کنند. همانطور که در کودکی ما را از چیزهایی همچون “” اقا گرگه میاد میخوردت”, “هاپو “, “بچه خورک” و این جور چیز ها میترساندند که هیچکدام واقعی نیست و فقط برای کنترل بچه بود ابرقدرتها نیز برای ترساندن و کنترل ملتها دروغهایی همچون بمب اتم, سلاح نوترونی, یوفو, مثلث برمودا و اینجور چیزها را مطرح کردند. دلایل علمی متعددی برای اثبات دروغ بودن بمب اتم وجود دارد که در ادامه توضیح خواهیم داد اما ابتدا به تعدادی از دلایل غیر علمی اشاره میکنیم: در جنگ جهانی دوم بین شصت تا صد میلیون انسان فقط بر اثر شرایط جنگی کشته شدند (به غیر از کسانی که در اثر گرسنگی و بیماری درگذشتند و امار انها معلوم نیست) اما رسانه های جهانی این موضوع را رها کرده و فقط به دویست هزار کشته هیروشیما وناکازاکی اشاره میکنند و هر ساله در ژاپن به یاد انها یک دقیقه سکوت میکنند. و واقعا” مشخص نیست که انها چگونه کشته شدند.کسی به معنای واقعی و شهودی چیزی ندیده است و اصلا” چرا امریکا بجای مناطق جنگی و ضربه به نیروهای نظامی و ترساندن نظامیان باید دو شهر گمنام و غیرنظامی ژاپن را بمباران اتمی کند و اطلاعات ما در این مورد و سایر موارد, اطلاعات رسانه ای است. و رسانه ها هر چیزی را که بخواهند به خورد ملتها می دهند و هالیوود هم که استاد صحنه سازی و تاریخ سازی است. وجالب است که هیروهیتو امپراطور ژاپن بعد از این قضایا تا پایان عمرش بر ژاپن حکومت کرد و خود را تازیانه خدا می خواند.

    اگر آزمایش های اتمی برای محیط زیست زیان آور است کشورهای مختلف چگونه به خود اجازه می دهند در خشکی و دریا انها را انجام دهند.

    امریکایی ها به قول خودشان اولین ازمایش هسته ای را در سال ۱۹۴۵ انجام دادند و شوروی نیز در سال ۱۹۴۹ یعنی ۴ سال بعد از ازمایش امریکا. شوروی در جنگ جهانی دوم به کلی نابود شده بود و علاوه بر جنگ با المان دچار جنگ داخلی نیز گردیده بود به طوری که استالین رهبر شوروی از ارسال گندم و سایر مواد غذایی و دارویی به بعضی از استانها خودداری کرد و طبق گفته تاریخ نویسان حدود ۱۰ میلیون نفر فقط در اکراین مردند. چطور چنین کشور گرسنه و ویرانی میتواند ۴ سال بعد از امریکا که در طی جنگ تقریبا” دست نخورده و سالم مانده بود چنین سلاحی که در ان زمان فوق سری بود بسازد. حقارتهایی که به کشور روسیه در سرنگونی جت جنگی اش توسط کشور ضعیفی مثل ترکیه وارد شد نشان از ان دارد که روسیه ابر قدرت نیست و چیزی به نام سلاح هسته ای در اختیار ندارد. چرا که اگر چنین سلاحی داشت به پشتوانه این سلاح باید کشور ترکیه را گوشمالی مناسبی می داد نه اینکه فقط واردات گوجه فرنگی را از ترکیه ممنوع کند. روسیه حتی جرات نکرد و یا اینکه توانایی فنی و نظامی لازم را نداشت که مقابله به مثل کند و یک یا چند هواپیمای ترکیه را سرنگون سازد. ترکیه برای تحقیر بیشتر روسیه اعلام کرد که جت جنگی روسیه ۱۷ ثانیه در اسمان ترکیه بوده و به همین دلیل انرا سرنگون کرده است. بیست سال حضور نظامی امریکا در کشور ویتنام که نه نفت و گاز دارد و نه محصول ارزشمند دیگری که به درد امریکا بخورد و به بهای جان ده ها هزار و شاید هم صدها هزار نفر سرباز امریکایی تمام شد دلیل دیگری بر رد سلاح هسته ای می باشد. چرا که اگر سلاح هسته ای داشت بیست سال طول نمی کشید. امریکا وقتی در توجیه جنگ ویتنام کم اورد به بهانه جلوگیری از نفوذ کمونیسم انرا چند ملیتی کرد و خروجی اینکار باعث بوجود امدن گروه های خطرناکی همچون خمر های سرخ شد که در کشورهای کامبوج, لائوس و خود ویتنام میلیونها نفر را قتل عام کردند.

    همچنین کودتای سال ۹۱ میلادی شوروی که منجر به فروپاشی این کشور گردید دلیل دیگری بر غیر واقعی واقعی بودن ابرقدرتی این کشور بود. کودتایی که به نظر ساختگی می رسید. چرا که در راس این کودتا که معاون رییس جمهور گنادی یانایف, وزیر دفاع دیمتری یازف, وزیر کشور بوریس پوگو و رییس کا گ ب ولادیمیر کوریوچکوف که قدرتمندترین افراد ان زمان بودند قرار داشتند چطور شکست خوردند. حتی بعد از دستگیری هم اعدام نشدند.

    در سال ۹۲ یا ۹۳ میلادی میخاییل گورباچف رییس جمهور وقت شوروی که بعد از کودتای ساختگی همکارانش عملا” قدرتی نداشت و یلتسین امور را کنترل می کرد کاسترو را خائن به بشریت خواند. واعلام این موضوع از سوی گورباچف میتواند اشاره ای به همکاری مخفیانه کاسترو با امریکا در راه انداختن بحران ساختگی وجود ۸۰ موشک اتمی شوروی در خاک کوبا در سال ۱۹۶۲ میلادی باشد که در طی این بحران ساختگی امریکا چند ماه دنیا را در ترس و وحشت نگاه داشت.بعد از این واقعه نیز جان کندی رییس جمهور امریکا ترور شد. همچنین خروج ذلت بار شوروی از افغانستان و نداشتن هیچ نقشی در معادلات قدرت در طی جنگ خلیج فارس نشان از بی قدرتی شوروی دارد. فاجعه عراق و سوریه نتیجه اعتماد احمقانه ملتها به ابرقدرتی شوروی بود که فکر میکردند شوروی توان مداخله دارد اما نمیدانستند که شوروی حتی قادر نیست مشکلات داخلی خودش را حل کند و از پس تعدادی چریک چچنی فاقد پشتیبانی هوایی نیز بعد از چند ماه جنگ پر تلفات به سختی بر امد و هنوز هم از ناحیه انها مورد تهدید است. امریکا مدعی است که بیست هزار بمب اتمی در اختیار دارد. ایا این ادعا منطقی است. ایا میتوان به افراد اعتماد کرد و این تعداد بمب اتمی را در صورت وجود در اختیار افراد در پایگاه ها و زیر دریایی ها قرار داد. واین خطر وجود ندارد که ممکن است افرادی تعدادی از این سلاح ها را در اختیار گرفته و برعلیه خود امریکا به کار ببرند و از دولت امریکا اخاذی کنند و خواستار سهیم شدن در قدرت شوند. همانطور که در یک سریال امریکایی (فصل ۷ سریال ۲۴) عده ای از امریکایی ها در منطقه ای در ۲۰ کیلومتری واشنگتن به نام استارک وود با در اختیار گرفتن تعدادی موشک شیمیایی و تهدید به حمله به شهرهای امریکا خواستار سهیم شدن در ساختار قدرت و ورود افراد انها در مراکز تصمیم گیری راهبردی از جمله پنتاگون هستند. که البته همانطور که انتظار می رفت قهرمان سریال موضوع را حل کرد شبیه سازی این موضوع در یک سریال نشان میدهد که اگر چنین سلاح هایی وجود داشته باشد تولید و پخش انها در مناطق مختلف چقدر خطرناک است و بیشتر از اینکه برای امریکاییها امنیت را به ارمغان بیاورد باعث ایجاد احساس نا امنی میشود. کلیپ هایی از انفجار گاز مایع در اینترنت وجود دارد که نحوه انفجار انها با انفجارهایی که اتمی وانمود میشوند کاملا” شباهت دارد و چه بسا امریکا چندهزار تن گاز مایع را همراه با هوای فشرده کافی منفجر میکند, انفجار عظیمی رخ میدهد و با استفاده از عدم اگاهی ملتها وانمود میکنند که این انفجار با یک تا سه کیلوگرم اورانیم غنی شده انجام شده است. و متاسفانه مردم دروغهای بزرگ را راحت تر باور میکنند. با یک جستجوی ساده در اینترنت کلیپ انفجار هفت تن گاز مایع در چین را ببینید وبا کلیپ انفجار های اتمی مقایسه کنید تا شباهتها را ببینید. اوایل مرداد ماه امسال (مرداد ۱۳۹۵) نیز یک مخزن گاز در ۲۸ کیلومتری بندر گناوه منفجر شد و شدت انفجار به حدی بود که مردم شهر گناوه صدای ان را شنیدند و نیروهای هلال احمر اعلام کردند که به دلیل دما و حرارت بالا امکان نزدیک شدن تا یک کیلومتری محل انفجار وجود ندارد.

    در این محل ها به علت حرارت زیاد ناشی از گاز تا شعاع چندین کیلومتر تمامی گونه های گیاهی وریشه انها از بین میرود و دیگر در این منطقه گیاهی سبز نمی شود. عکسهایی که در اینترنت قرار گرفت صحنه های بسیار وحشتناکی را نشان می دهد و مخصوصا” در تعدادی از عکسها صحنه های درخشان با رنگهای متنوع اما ترسناک اسمان همان تصویری را تداعی میکند که به عنوان پرتوها و تشعشعات ناشی از انفجار اتمی وانمود میکنند.

    امریکا برای باور بیشتر مردم جهان سریال ها و فیلمهای زیادی در موضوع بمب اتم ساخت که بیشترین مانور انها بر روی سریال ۲۴ می باشد که حدود یک دهه برای ایجاد ترس بیشتر از بمب اتم با این سریال مردم دنیا را سرگرم کردند.سریالی که تماما” خیالبافی و سوپرمن سازی می باشد.و از لحاظ زمانی امکان انجام این همه کار در ۲۴ ساعت وجود ندارد. حدود ۵ سال پیش در فوکوشیمای ژاپن یک سونامی مشکوک رخ داد و نیروگاه اتمی ان نیز منفجر شد. اما عملا” هیچ تخریب وحشتناکی توسط این نیروگاه رخ نداد و با ان همه اب و گل روان محیط زیست الوده نشد.و تمام تخریبها توسط همان سیل مشکوک ایجاد شد. شهر فوکوشیما یکی از مهمترین شهرهای اقتصادی ژاپن است که دارای کارخانه های تولید لوازم منزل, کامپیوتر, و اتوموبیل سازی بود که همه انها در سونامی مشکوک از بین رفت و عملا” رقیب تجاری اروپا و امریکا حد اقل برای چندین سال از صحنه خارج شد. هم اکنون نیروگاه فوکوشیما بازسازی شده و مردم در همانجا زندگی می کنند. ایجاد مصنوعی سونامی امکان پذیر می باشد. در واقع نیرو گاه هسته ای در کار نیست. موضوع از این قرار است که در هر کجا از زمین اگر چاهی عمیق حفر کنیم (بالای سه کیلومتر) کف چاه داغ است. دو چاه حفر میکنند و بین انها را به طریقی تخریب می کنند تا U شکل شود از یک چاه اب میریزند و از چاه دیگر بخار اب با فشار بیرون می اید که با ان توربین ها را به حرکت در میاورند و برق تولید میکنند و برای بازدهی بالا بخار به اب گرم تبدیل شده و مجددا” به چاه بر میگردد و چرخه تکرار میشود. که به ان انرژی زمین گرمایی میگویند. برای راحتی کار و بازده بالا نیروگاه ها را نزدیک مناطق اتش فشانی میسازند تا هم چاه با عمق کمتری حفر کنند و هم به مواد مذاب نزدیکتر است و دما ی بیشتری به اب داده میشود و ابر قدرتها در این زمینه اطلاعات غلط میدهند. اگر نیروگاه های هسته ای خطرناکند و برای محیط زیست زیانبارند چرا در مناطق خطرناکی مثل کوه های اتش فشانی ساخته میشوند. حدود ۶ ماه پیش یک نیروگاه اتمی ژاپن که در نزدیکی کوه اتش فشانی قرار داشت منفجر شد اما هیچ اتفاقی نیفتاد. و همینطور منفجر شدن چند نیروگاه اتمی در امریکا و بلژیک در ماه های اخیر دلالت بر غلط بودن اطلاعات داده شده در مورد این نیروگاه ها میباشد و واقعیت چیز دیگریست.و اگر دقت کنید ابر قدرتها به هر کشوری که خودشان بخواهند اجازه استفاده از انرژی زمین گرمایی را میدهند. چرا که اگر همه کشورها بخواهند از این انرژی عظیم و تمام نشدنی استفاده کنند کنترل کشورهای جهان مخصوصا” کشورهای جهان سوم از دست انها خارج میشود. و خلاصه میکنم که بمب اتم همان اقا گرگه دوران کودکی ماست. اگر این موضوع لو برود که بمب اتم یک خالی بندی بیشتر نیست و وجود خارجی ندارد امریکا از درون فرو خواهد پاشید چرا که مردم امریکا تا به حال فکر میکردند که کشورشان یک ابر قدرت است و از اینکه سالها فریب خورده اند باعث میشود که احساس خریت کنند و حس بی اعتمادی به دولت امریکا بوجود می اید و بین انها اختلاف شکل میگیرد. نوشته طولانی شد و ممکن است باعث خستگی و سر رفتن حوصله شما گردد. امیدوارم این نوشته اولین میخ را بر تابوت دروغ بودن بمب اتم بکوبد.و در عین حال بر تابوت سایر دروغهایی از این دست.

    برای شروع بحث علمی (درباره دروغ بودن ادعای وجود سلاح هسته ای) ابتدا توضیح مختصری در باره عناصر رادیو اکتیو و ساختار بمب اتمی خیالی داده می شود:

    طبق تعاریفی که در کتابها به ما گفته اند عنصر رادیو اکتیو عنصری است که خود بخود واپاشیده میشود و به عناصر کوچکتر تجزیه میشود. ونحوه واپاشی به این صورت است که اگر هرتعداد اتم از عنصر رادیواکتیو داشته باشیم نیمی از انها شروع به تجزیه و واپاشی نموده و بعد از مدت معینی که به ان نیمه عمر میگویند کاملا” تجزیه شده و به عناصر سبکتر تجزیه میشوند. سپس از تعداد اتمهای باقیمانده نیمی از اتمها انتخاب شده و تجزیه میشوند و مجددا” از اتمهای باقیمانده نیمی دیگر انتخاب شده و انقدر این فرایند تکرار میشود تا دیگر اتمی باقی نماند. عنصر اورانیم دارای ۳ ایزوتوپ طبیعی به شماره های ۲۳۳, ۲۳۵و۲۳۸ میباشد.که شماره های ۲۳۳و ۲۳۵ رادیو اکتیوند. درصد این ایزوتوپها در یک نمونه به ترتیب ۹۹٫۳ درصد شماره ۲۳۸ و ۰٫۷ درصد شماره ۲۳۵ میباشد. مقدار شماره ۲۳۳ انقدر ناچیز است که ان را در محاسبات در نظر نمیگیرند. اورانیم مورد نظر برای نیروگاههاو سلاح هسته ای شماره ۲۳۵ میباشد که طی فرایندی به نام غنی سازی جدا میشود.و بسیار وقت گیر و زمانبر میباشد به طوری که برای رسیدن به غلظت بالای ۹۰ درصد که برای بمب اتمی لازم است عمل غنی سازی باید ۴۰۰۰ مرتبه تکرار شود. اساس عمل غنی سازی قانون گراهام میباشد که یک گاز هرچقدر جرم مولکولی کمتری داشته باشد سریعتر حرکت میکند. فلز اورانیم با گاز فلوئور واکنش داده میشود تا به هگزا فلوراید اورانیم تبدیل شود که جامد است اما اگر ان را به دمای ۵۶ درجه برسانیم تبدیل به گاز میشود. و بعد این گاز از منافذ بسیار ریز عبور داده میشود که هگزا فلوراید مربوط به ایزوتوپ سبکتر یعنی شماره ۲۳۵ به علت جرم کمتر سریعتر از منافذ عبور میکند. از یک منبع حاوی هگزا فلوراید اورانیم نیمی از ان از منافذ عبور داده میشود.به دو قسمت تقسیم میشود که ان مقداری که از گاز که از منافذ عبور کرده دارای مقدار بیشتری از اورانیم شماره ۲۳۵ میباشد که ان را انتخاب نموده و همین عمل مجددا” انجام شده و نصف میشود. و ۴۰۰۰ بار عمل نصف کردن انجام میشود تادر نهایت غلظت اورانیم شماره ۲۳۵ به بالای ۹۰ درصد برسد. حال به تجزیه و تحلیل موضوع میردازیم: اتمهای یک عنصر کاملا” مشابهند و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی دقیقا” یکسانی دارند. هیچ دلیلی وجود ندارد که تعدادی اتم خودبخود و بدون هیچ مقدمه ای شروع به واپاشی کنند و اتمهای دیگر صبر کنند تا واپاشی ان اتمها تمام شود و بعد تازه اتمهای باقی مانده به دو دسته تقسیم شوند و یک دسته انتخاب شده و شروع به واپاشی کنند و دوباره ان دسته صبر کنند تا نوبت به انها برسد. ضمن اینکه همیشه عمل نصف شدن دقیق نیست, یعنی به عنوان مثال اگر ۳۰ اتم داشته باشیم ۱۵ تای ان شروع به واپاشی میکنند و وقتی نوبت ۱۵ تای دیگر شد نمیتواند دقیقا” دو دسته شود و اگر خوشبینانه به دو دسته ۷تایی و ۸تایی تقسیم شوند چه عاملی تعیین میکند که کدام دسته زودتر شروع به واپاشی نماید تا نوبت دسته دیگر شود. یعنی موضوع نیمه عمر جای سوال دارد چون در اتمها چیزی به عنوان شعور و قدرت تشخیص و انتخاب وجود ندارد. یک مورد دیگر که درباره نیمه عمر قابل درک نیست این است که ادعا میکنند بوسیله نیمه عمر سن خیلی چیزها را تعیین میکنند. مثلا” میگویند یک موجود تا وقتی زنده است نسبت کربن رادیواکتیو به کربن معمولی ان مقدار ثابت و مشخصی است و وقتی می میرد این نسبت تغییر میکند و از روی تغییر نسبت زمان مرگ ان را مشخص می کنند. در صورتی که خاصیت رادیواکتیو موجود زنده و مرده نمیشناسدو مستقل از حیات موجودات عمل میکند. و در عین حال هیچگاه نمیتوان از روی نسبتها سن چیزی را تعیین کرد, حتما” باید برای بدست اوردن سن باید برای حل معادلات مربوط به نسبتها, جرم اولیه ویا یک معادله جرمی شامل جرم اولیه معلوم باشد. وقتی میخواهند از روی یک تکه استخوان سن موجود زنده را تعیین کنند از کجا مشخص میکنند جرم اولیه ماده رادیواکتیو موجود در استخوان چقدر بوده که حالا این مقدارش باقی مانده و سن ان را اعلام میکنند.پس اعدادی را که اعلام میکنند من در اوردی است. مثل اینکه بگوییم نسبت سن علی به رضا ۲ است, سن هر کدام جقدر است. تا یک رابطه سنی دیگر مشخص نباشد نمیتوان سن انها را مشخص نمود و مسأله بی نهایت جواب دارد. نیمه عمر اورانیم را حدود ۴٫۵ میلیارد سال بر اورد کرده اند. برای تعیین نیمه عمر یک عنصر رادیواکتیو باید مقدار مشخص از ان را وزن نماییم و در شرایط کاملا” ایزوله در یک بازه زمانی مناسب نگهداری نماییم و پس از طی بازه زمانی مقدار باقی مانده ان را وزن نموده و زمان نیمه عمر را بدست اوریم. ۴٫۵ میلیارد سال عدد بسیار بزرگی است. اگر ما بر روی مقداری از اورانیم عملیات تعیین نیمه عمر را انجام دهیم به علت بالا بودن زمان نیمه عمر عملا” تغییری در وزن ان در بازه های زمانی حتی چند ماهه نخواهیم دید چون با توجه به زمان نیمه عمر بالای اورانیم مقدار واپاشی شده انقدر ناچیز است که ترازوها قادر به نشان دادن این مقادیر نیستندویا دقت مناسبی ندارند. اصلا” چرا زمان نیمه عمر ها تا این حد متفاوتند که بعضی ها در حد میلیارد سال و بعضی در حد کسری از ثانیه اعلام شده و همیشه در انحصار ابرقدرتهاست و مردم عادی امکان دسترسی وبررسی به این موارد را ندارند تا صحت و سقم این موضوعات معلوم شود. در مورد غنی سازی ۴۰۰۰ بار عمل نصف کردن غیر ممکن است. ما حتی اگر یک محموله یک میلیون تنی یعنی یک میلیارد کیلوگرم را ۳۰ دفعه هم نصف کنیم, تقریبا” یک کیلو گرم ان باقی میماند.محاسبه کنید و عدد یک میلیارد را ۳۰بار بر ۲ تقسیم کنید تقریبا” یک خواهد شد. اگر ۴۰۰۰ مرتبه بر ۲ تقسیم کنید حتی یک اتم هم باقی نمیماند. پس با فرایند نصف کردنهای متوالی نمیتوان به نتیجه رسید و محدودیت داریم. و در ضمن انجام ۴۰۰۰ بار کار متوالی زمان بسیار زیادی را میطلبد که این یکی را دیگر بررسی نمیکنیم. سانتریفوژ ابزاری است که برای جدا سازی ذرات معلق در مایعات بکار می رود. بدین صورت که دارای ظرفهایی است مایعات را درون انها میریزند و با سرعت به دور خود می چرخند و در اثر نیروی گریز از مرکز ذرات جامد در ته ظرف رسوب می کنند و انها را جدا میکنند. در فرایند غنی سازی اورانیم صحبت از غنی سازی گاز هگزا فلوراید اورانیم توسط سانتریفوژ میباشد و اصلا” در مورد گازها سانتریفوژ معنایی ندارد. سانتریفوژ فقط محتص مایعات می باشد. در جاهایی که چاه زمین گرمایی حفر میکنند باید هزاران تن خاک را از چاه خارج کنند و در اعماق پایین چاه اکثرا” ترکیبات گوگردی و نیتراتی و آمونیاکی است که زرد رنگ هستند و ممکن است همان چیزی را که به عنوان کیک زرد به ما معرفی می کنند همین خاکها باشند و وقتی از چاه بیرون کشیده میشوند نمیتوان این خاکها را بر روی سطح زمین رها کرد چون توسط باد و طوفان در محیط زیست پراکنده میشوند و برای موجودات زنده مضرند و مخصوصا” باعث بروز بیماریهای تنفسی و گوارشی میشوند. این خاکها باید در یک مکان امن دفن شوند که معمولا” در چاه های نفت خشک شده میریزند و به ما وانمود میکنند که زباله های هسته ای را به دلیل داشتن پرتوها و تشعشعات مضر به داخل این چاه ها میریزند.

    حال به بررسی بمب اتم میپردازیم:

    ساختار بمب اتم به این شکل عنوان شده است که عنصر اورانیم این خاصیت را دارد که هر اتم ان وقتی یک نوترون به ان برخورد میکند شکافته میشود مقداری انرژی و ۲ یا ۳ نوترون ازاد میکند که نوترونهای ازاد شده به اتمهای دیگر برخورد کرده و باز هرکدام مقداری انرژی و ۲ یا ۳ نوترون ازاد میکنند و این واکنشها به صورت زنجیره ای ادامه پیدا میکند و در کسر بسیار کوچکی از ثانیه میلیاردها میلیارد اتم اورانیم انرژی خود را ازاد میکنند که انرژی هسته ای نام دارد. در واقع مدعی هستند مقدار انرژی را که اورانیم در مدت ۴٫۵ میلیارد سال ازاد میکند در کسری از ثانیه ازاد میکنند. یعنی اگر ۱۰ کیلو گرم اورانیم شماره ۲۳۵ داشته باشیم در طی ۴٫۵ میلیارد سال ۵ کیلو گرم ان به انرژی تبدیل میشود. در بمب اتمی این مقدار انرژی را در کسر بسیار کوچکی از ثانیه ازاد می کنند. طبق معادله مشهور انیشتین یعنی E=MC^2 نوع عنصر نقشی ندارد وفقط مقدار جرم مهم است. پس اگر ۱۰کیلو گرم عنصری با نیمه عمر کم مثلا” یک ساعت داشته باشیم چون زمان نیمه عمر کوتاه است و طی یک ساعت ۵ کیلو گرم ان به انرژی تبدیل می شود می تواند در حد یک بمب اتمی متوسط ویرانگر باشد و حتی مقادیر کوچک ان نیز ویرانگر است چون طبق معادله تبدیل جرم به انرژی انیشتین مقدار انرژی ناشی از تبدیل یک گرم نیز مقدار بسیار زیادی است. طبق گفته خودشان هر شکافت هسته ای ۲ یا ۳ نوترون ازاد میکند پس اگر توده ای اورانیم موجود باشد باید خودبخود منفجر گردد چون نیمی از اتمها خود بخود در حال شکافتند و همیشه حداقل هزاران میلیارد نوترون در درون توده اورانیم در دسترس میباشد. هرچند عنوان میکنند که توده اورانیم را به چند قسمت تقسیم میکنند تا از حالت جرم بحرانی خارج شود و سیستمی را طراحی کرده اند که موقع انفجار قطعات به هم می چسبند. اما موضوع این است که چون یک بمب اتم که معمولا” به صورت کلاهک روی موشکها سوارند کاملا” ایزوله بوده ونیمی از اتمهای اورانیم هم مدام در حال تولید گرما و پرتوها و تشعشعات رادیواکتیو هستند که بعد از مدتی درون بمب اتم انقدر داغ میشود که یا بمب را منفجر میکند و یا از کار می اندازد.چون گرما وپرتوها مدارات درون بمب را از بین میبرد. اصلا” اگر این بمبها اینقدر خطرناکند چرا اسرار ساخت ان را فاش کردند و با ذکر تمام جزئیات به بقیه دنیا اعلام کردند هیچ عاقلی این کار را نمی کند مگر اینکه نیرنگ و حیله ای در کار باشد. تعدادی عکس به همراه این مقاله ارسال شده که اگر دقت کنید در تمام انفجارات به اصطلاح اتمی یک چیز مشترک است و ان اینکه در قسمت قارچی شکل انفجار, ماده ای در حال سوختن است. که همانطور که در اولین مقاله عنوان شد انفجار اتمی چیزی جز یک انفجار گازی در مقیاس بالا نیست. و ان چیزی که در داخل قسمت قارچی شکل در حال سوختن است همان گاز مورد استفاده می باشد.و هرچه مقدار گاز بیشتر باشد تا ارتفاع بالاتری میرود و قارچ بزرگتری تولید میکند.اگر انفجار را در خشکی انجام دهند صدها تن اهک, گچ, پودر الومینا و موادی از این قبیل با ان مخلوط میکنند تا اتش گاز را بپوشاند و مخفی کند و برای توجیه این پودرهای سفید رنگ اعلام میکنند که اورانیم به عناصر سبکتر تجزیه شده است. میدانید که گچ و اهک ترکیبات کلسیم هستند.اما کل اورانیمی که مورد استفاده قرار میگیرد طبق گفته خودشان بین شصت تا صد کیلو گرم میباشد و این همه پودر سفید رنگ نمیتواند با این مقدار اورانیم تولید گردد. ضمنا” انجام ازمایش در خشکی باعث ایجاد طوفان شدید و ایجاد ریزگردها وزلزله شدید می شود. اکثرا” این آزمایشها را در زیر آب انجام میدهند.به دو دلیل: اول اینکه در زیر اب صدای انفجار تا حدود زیادی خفه میشود و کمتر شک بر انگیز میشود که این صدا ناشی از چیست. چون صدا ی مهیب در انفجارات شیمیایی مثل تی ان تی و سایر مواد منفجره رخ میدهد. دوم اینکه وقتی چندهزار تن گاز مایع که با هوای فشرده کافی در زیر اب منفجر شود مقدار زیادی اب را بخار میکند که با سرعت بالا امده و بدون نیاز به افزودنی ها مثل گچ یا اهک قارچ سفید رنگ تشکیل میگردد.دلیل تشکیل قارچ این است که در ارتفاع بالا فشار هوا کمتر است و گاز منبسط شده وکروی میشود. البته انجام ازمایش در زیر اب باعث میشود که موج انفجار تا حدود زیادی توسط اب خنثی شود و از ایجاد زلزله در خشکی جلوگیری کند. و تنها پس لرزه های خفیفی رخ میدهد. زمانی که چندهزار تن گاز در زیر اب منفجر میشود در ابتدا ده ها هزار تن اب به بالا پرتاب میشود که در این فاصله اب از سمت ساحل به سوی دریا کشیده میشود و بعد دوباره اب با شدت به پایین برمیگردند که باعث میشود موج عظیمی از اب باسرعت سرسام اور و وحشتناکی به سمت ساحل حرکت کند و ایجاد سونامی کند.

    در مورد بمب هیدروژنی اشکالات اساسی بیشتری در صحبتهایشان وجود دارد. به این شکل که میگویند بمب اتمی فقط چاشنی بمب هیدروژنی است که باید دما را به سیصد میلیون درجه سانتی گراد برساند تا بمب هیدروژنی منفجر شود ان هم چند ثانیه بعد از انفجار اتمی.

    اول اینکه در بمب هیدروژنی نه تنها جرمی به انرژی تبدیل نمیشود بلکه به قول خودشان هسته های سبک به هم می چسبند و جرم بزرگتری ایجاد میشود و به اصطلاح همجوشی صورت می گیرد ودر ظاهر محاسبات نشان میدهد که باید از بمب اتمی قدرت کمتری داشته باشد که برای دلیل قویتر بودن ان توجیه مسخره ای می اورند. بعد در دمای سیصد میلیون درجه در ان واحد همه چیز به بخار تبدیل می شود و فرصت هیج عملیات دیگری نیست. ظاهرا” بمب هیدروژنی انفجار گازی دیگری است که به جای گاز مایع طبیعی از هیدروژن مایع استفاده می شود وچون گاز هیدروژن نسبت به گاز مایع طبیعی قدرت اتشگیری و انفجاری بیشتری دارد قدرت تخریب بیشتری دارد. در مورد بمب اتمی تزار که ادعا میکنند معادل ۱۰۰ میلیون تن, تی ان تی قدرت داشته است یک سری سؤال پیش می اید. بمب هیروشیما دارای ۶۰ کیلو گرم اورانیم غنی شده بود که بنا به گفته خودشان ۵ درصد ان یعنی ۳ کیلو گرم ان به انرژی تبدیل شد و قدرت این بمب ۱۵ هزار تن, تی ان تی بود. پس هر ۳ کیلو گرم اورانیم معادل ۱۵هرار تن, تی ان تی می باشد. در بهترین حالت راندمان انفجار ۲۰ درصد می باشد. پس برای بمب ۱۰۰ مگاتنی باید چیزی حدود ۳۳۰۰۰ کیلو گرم اورانیم به انرژی تبدیل شود. بعد در یکی از کتابهایشان گفته اند جرم بحرانی ۳ کیلو گرم است. یعنی باید اورانیم بمب تزار به ۸۰۰۰ قطعه تبدیل شود تا خودبخود منفجر نشود. و این ۸۰۰۰ قطعه باید در هنگام انفجار به هم بچسبند. که از هر نظر بررسی شود معقول نیست. چه سیستمی بسازند که ۸۰۰۰ قطعه اورانیم را در کسری از ثانیه در هنگام انقجار به هم بچسباند. و چطور ان را با هواپیما حمل کنند؟ در چند تا از کلیپها این موضوعات سؤال برانگیزی به وضوح قابل مشاهده است. در کلیپی دیگر تعدادی سرباز و درجه دار با یک توپ جنگی یک گلوله اتمی را پرتاب میکنند که در فاصله نه چندان دوری از انها منفجر میشود که سوال برانگیز است. در یکی از کلیپها عده ای بدون دغدغه و خیلی خونسرد در حال فیلمبرداری از صحنه انفجار اتمی هستند که این موضوع سوالاتی را ایجاد میکند که پس ان همه خطراتی که عنوان میکردند چه میشود؟ در کلیپ انفجار هفت تن گاز مایع در چین قارچی شبیه قارج ناشی از بمب اتم ایجاد شده است و خیلی مخوف و وحشتناک به نظر میرسد و حتی نحوه چرخش قسمت قارچی شکل آن شبیه چرخش قارچ به اصطلاح اتمی است. حال تصور کنید اگر به جای هفت تن, مقدار گاز هزار تن و یا بیشتر باشد چه عظمتی دارد و چقدر ویرانگرتر است. در این کلیپ در ابتدای انفجار مخرن هفت تنی, اتش تا شعاع دهها متر را میسوزاند سپس جمع شده وهمچون قارچ اتمی بالا میرود و پرتو های نورانی در دهها متر دورتر از اتش در کلیپ به وضوح معلوم است.اگر در شعاع اتش ایجاد شده افراد تخلیه نشده بودند انتظار دهها هزار کشته میرفت و کسانی که درمعرض پرتوهای نورانی بعد از شعاع اتش قرار بگیرند دچار سوحتگی های وحشتناک میشوند که اگر قرار بر حقه بازی باشد میتوان وانمود کرد که این افراد با اشعه گاما ویا پرتوهای رادیواکتیو دیگر دچار سوختگی شده اند. اصلا” انرژی چیزی نیست که به صورت مجرد و خالص دیده شود بلکه همراه با ماده ظاهر میشود. اگر راست میگویند به ما توضیح دهند جنس قارچ سفید رنگ از چیست و در اخر چه سرنوشتی پیدا میکند. ما در واقع سوختن یک ماده را میبینیم و انرژی قابل دیدن نیست. انچه به عنوان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی عنوان میکنند میتواند یک نوع تبانی بین هیروهیتو امپراطور ژاپن و دولت امریکا باشد که چون در پایان جنگ جهانی دوم ارتش ژاپن تسلیم نمیشد و زور هیروهیتو هم به نظامیان ژاپنی نمیرسید مخفیانه و بدور از چشم نظامیان مخزنهای بزرگی از گاز مایع به دو شهر غیر نظامی وارد کردند وبا انفجار انها و کشتار مردم بیگناه ان را ازمایش اتمی جلوه داده وبا ترساندن نظامیان ارتش ژاپن را وادار به تسلیم نمودند و در عوض هیروهیتو امپراطور ژاپن اجازه یافت تا پایان عمرش بر ژاپن حکومت کند و بعد از مرگش نیز پسرش به قدرت رسید. مورد دیگری که جای سوال دارد انرژی خورشید است. دانشمندان اعلام کرده اند که در هر ثانیه حدود پنج میلیون تن ماده به انرژی تبدیل میشود که اگر هر پنج کیلوگرم ان را یک بمب اتمی با کارایی صد در صد در نظر بگیریم معنای ان اینست که در هر ثانیه یک میلیارد بمب اتمی بسیار قوی منفجر میشود و اگر در بیست و چهار ساعت در نظر بگیریم تعداد ۸۶۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰(هشتادوشش هزارو چهارصد میلیارد) عدد بمب اتمی در شبانه روز در خورشید منفجر میشود. که این تعداد نه تنها باید خورشید را نابود کند بلکه باید تمام منظومه شمسی را اتش بزند.(با فرض مدل خورشید مرکزی)که عملا” چنین اتفاقی نمی افتد. و حتی کوچکترین اخلالی در نظم کار خورشید رخ نمیدهد. یعنی فرایند تولید انرژی خورشید ان چیزی که میگویند نیست. یا هنوز ناشناخته است و یا اطلاعات نادرست به ما میدهند. و الا بعد از میلیاردها سال که از عمر خورشید می گذرد با این همه انفجار قوی باید خورشید نابود شده باشد. برای مهم کردن موضوع بمب اتم دهها ادم عجیب و غریب را با اسامی پر ابهت و نسبت دادن کشفیات و معادلاتی به انها به جامعه معرفی کردند, مثل البرت انیشتین با ان موهای ژولیده ویا رابرت اوپنهایمر و ورنر هایزنبرگ وهمچنین اروین شرودینگر. یک معادله معروف در فیزیک اتمی وجود دارد به نام معادله شرودینگر که بدون انکه بگویند از کجا امده و راهی برای اثبات ان ارایه دهند ان را در کتابهایی به نام های فیزیک کوانتوم یا شیمی کوانتوم و یا مکانیک کوانتوم عنوان می کنند وهیچ مفهوم قابل درکی ندارد و خود ارایه دهندگان این معادله به این موضوع اذعان دارند که تابع موج Ψ هیچ مفهوم فیزیکی ندارد ولی می گویند توان دوم ان احتمال حضور الکترون را نشان میدهد که ان هم هیچ معنایی ندارد چون بعد از مدتی این معادله هم با تناقضاتی برخورد می کند و نظریه دیگری به نام نظریه موج-ذره بوجود امد که ان هم اشکالات خاص خودش را دارد. این معادله شرودینگر هیچ جا به جز در مورد هیدروژن ان هم با صرف نظر از هامیلتونیان هسته قابل حل نیست.و در موارد خاصی با روشهای من دراوردی مثل تابع ازمایشی با ضرایب نامعین ویا روش اختلال جوابهایی بر حسب پارامتر دیگری به نام تابع Φ بدست می اورند که هیچ ارزش محاسباتی نداشته و تماما” سر کاری بوده و باعث اشفتگی و خستگی مغز میشود. فیزیک دانان و شیمی دانان هر جا در توجیه پدیده ها کم بیاورند خیلی سریع به تابع موج و معادله شرودینگر چنگ میزنند و با اینکه هیچکدامشان قادر نیست حتی یکی از معادلات شرودینگر را حل کنند طوری با اب و تاب وحرارت صحبت میکنند که گویا خدای علمند و راه حل در معادله شرودینگر است و انها ان را میدانند.

    منبع: ادعای شهروند ایران: سلاح اتمی وجود خارجی ندارد

    بیشتر بخوانید:
    https://ir.sputniknews.com

    گفته های آقای alexander p de seversky مخترع و خلبان (آمریکایی-روسی) درباره هیروشیما و ناکازاکی بعد از حادثه اتمی: در هیروشیما من برای صحنه ای متفاوت و کاملا غیر عادی آماده بودم! اما وقتی هیروشیما را بازدید کردم مانند شهر های سوخته دیگری که دیده بودم بود. درختان با تنه و تیر های تلفن و ستون های سوخته ولی تقریبا سالم! پل ها و جاده های سالم بودند!! این کاملا عجیب است، زیرا یک بمب هسته ای با چیزی که به ما درباره آن گفته اند چیزی برای ماندن باقی نمیگذارد و همه چیز را تبدیل به خاکستر میکند! حتی برخی ساختمان ها ساختاری سالم و دست نخورده داشتند اما این چگونه ممکن است؟ این انفجار آنگونه که فکر میکنیم نبوده است شاید اصلا بمب هسته ای در کار نبوده. زیرا بمب هسته ای همه چیز را با خاک یکسان میکند و چیزی باقی نخواهد گذاشت!! هیچ اثری از پدیده های غیر عادی پیدا نکردیم! تقریبا همه جای شهر میشد درختان و ستون ها و ساختمان هایی با ساختار سالم که فقط سوخته بودند پیدا کرد! برخی درختان دارای برگ های سوخته نیز بودند که این نشان میدهد فاجعه هیروشیما ربطی به بمب هسته ای ندارد! برخی چوب ها هنوز سالم بودند و هیچ اثری از سوختگی بر روی آن ها دیده نمیشد. سایبان ها و برخی شیشه ها سالم بودند و دست نخورده آیا میشود یک بمب هسته ای با آن شدت شیشه و تنه درختی باقی بگذارد ؟ یک بمب هسته ای دارای مواد رادیواکتیوی است که تاثیرات آن تا ۵۰۰ سال باقی خواهد ماند اما بعد از یک ماه پوشش گیاهی در هیروشیما دوباره رشد کرد و مردم دوباره شروع به بازسازی شهر کردند در حالی که چنین چیزی نباید ممکن باشد مهم تر اینکه پل ها و اکثر ساختمان ها سالم بودند و این کاملا عجیب است و من را به شک فرو میبرد.

    آیا این میتواند تاثیرات یک بمب هسته ای بر یک شهر باشد؟ قطعا نه! اثرات سوختگی شدید بر مردم و ساختمان ها و درختان نشان میدهد که این بمب نه بمب هسته ای بلکه بمب باران ناپالم بوده است که جهنمی عظیم در هیروشیما و ناکازاکی بر پا کرده بود

    ناپالم چیست؟ ناپالم ماده‌ای آتش‌زا و نوعی بمب محتوی نوعی ترکیب مایع، ترجیحاً بنزین است با اکتان ۸۰ و یکی از پودرهای ام ۱ یا ام ۲ یا ام ۹، که پس از پرتاب و برخورد به هدف، مادهٔ ژلاتینی تولید کند و با شعله و حرارت زیاد بسوزد. ناپالم از بنزین یا پلی‌استیرن یا نفت، به‌همراه موادی که به آن ویژگی ژله‌ای و چسبندگی می‌دهند، مانند صابون یا یونولیت (مقوای آکاسیف) ساخته می‌شود. این مادهٔ آرام‌سوز و چسبنده، بدنه اجسام و انسان را کم‌کم و به‌شدت می‌سوزاند. چند قطره ناپالم جسمی ۲x۲ متر مکعب را نابود می‌کند. بدون تماس مستقیم نیز می‌تواند با حرارتی بین ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتی گراد اجسام را نابود کند. ناپالم آب‌گریز است. آتش ناپالم به سادگی با آب خاموش نمی‌شود. بمب‌های ناپالم در جنگ جهانی دوم با بنزین و صابون ساخته می‌شد. نخستین نسخهٔ این بمب در سال ۱۹۴۲ در دانشگاه هاروارد طراحی شد؛ و نخستین بار در ژوئن ۱۹۴۴ و اواخر جنگ جهانی دوم در جریان نبرد تینیان توسط نیرهای ایالات متحده آمریکا علیه ژاپن و سپس در نبرد نرماندی بکار گرفته شد.

    هیروشیما و ناکازاکی بدون هیچ گونه مشکلی در حال شکوفایی و رشد هستند حتی بدون شواهد سرطان های طولانی مدت اما هنوز ادعا میشود این دو شهر دارای میزان ابتلا به سرطان زیادی هستند که این ادعا اهمیتی ندارد زیرا در کشور هند نیز افراد مشکل دار بسیاری به وجود می آیند آیا میشود نتیجه گرفت هندوستان را بمباران هسته ای کرده اند؟ قطعا نه! اگر بمب هسته ای در ۷۵ سال قبل در هیروشیما برخورد کرده باشد باید سالانه افراد مشکل دار و بیماری زیادی را مشاهده کنیم حتی نباید شاهد رشد گیاهان در مناطق رادیواکتیوی باشیم آب ها باید آلوده شوند اما چنین چیزی هرگز اتفاق نیوفتاد.

    طی تحقیقاتی که توسط تیم دیل ال پرستون از شرکت بین المللی هیروسوفت در سال ۲۰۰۳ منتشر شد میزان تابش و تشعشعات در هیروشیما و ناکازاکی کمتر از چیزی بوده که انتظار میرود و کاملا طبیعی است و مانند نقاط دیگر در زمین میباشد! حتی میزان سرطان مشاهده شده در مردم هیروشیما و ناکازاکی بسیار طبیعی بوده است ولی طی چند سالی افزایشی مشاهده شد ولی دوباره کاهش یافت و به حالت اول برگشت.

    این نوشته را با سخن وینستون چرچیل نخست وزیر اسبق انگلستان به پایان می برم که:

    حقیقت انقدر با ارزش است که باید ان را در حصاری از دروغها پوش

  5. عامل بدبختی کشور ما نه برجام است و نه مواضع نظامیان و نه مواضع رییس جمهور بلکه عامل بدبختی کشور ما مدیران ریاکار و فریبکاری هستند که در ظاهر خود را تابع رهبر نشان می دهند اما در عمل دشمن رهبرند.و به نظر می رسد که سازمانهایی همچون سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سازمان خصوصی سازی صنایع(ایمیدرو) نه اعتنایی به سخنان رهبر دارند و نه رییس جمهور را در عمل به رسمیت می شناسند و خودشان مستقیما” از کشورهای اروپایی دستور می گیرند.

    بنده حدود بیست سال است که در صنعت مشغول به کار هستم و انچه مخصوصا” از مدیران مشاهده کرده ام این است که مدیران مدام از خود انرژی منفی ساطع می کنند که ظاهرا” جایی انها را اموزشهای اینچنینی می دهند تا محیطهای کاری را ازار دهنده کنند و از پژوهش و تحقیقات و همچنین ارتباط بین صنعت و دانشگاه بیزارند و هر کسی که به کاری تحقیقاتی برای پیشرفت صنعت بپردازد چنان با کارشکنی و سنگ اندازی روبرو می شود که از این کارش پشیمان می شود و ان شخص منزوی و بایکوت شده و علاوه بر اینکه از نظر مالی به حقوقش لطمه می زنند در معرض خطر اخراج نیز قرار می گیرد.
    اکثر مدیران از دانش مدیریت و تخصص در سیستمی که اداره ان را بر عهده دارند جز مقدمات ناچیز اطلاعی ندارند و فقط خیلی خوب ژست می گیرند و خیلی هم بدجنس و حسودند و به بهانه ایجاد نظم و انضباط جو خفقان و سرکوب ایجاد می کنند و با این فضا هرکسی را که بخواهند حذف می کنند و وای به حال کسی که در معرض پرتوهای منفی دید انها قرار گیرد.به همین دلیل صنایع ما رو به پیشرفت نیست و نمی توانند متناسب با رشد جمعیت اشتغال ایجاد کنند و حتی به سمت ورشکستگی میروند و یا عمدا” به سمت ورشکستگی سوق داده می شوند.

    بیشتر مدیران تنها به فکر ثروت اندوزی و ارزوی زندگی در امریکا،کانادا،استرالیا و کشورهای اروپایی هستند و برای رسیدن به این ارزویشان از هیچ ناجوانمردی و حتی خیانت و حق کشی دریغ نمی کنند و بیشتر انها بعد از پایان کارشان در کشورهای ذکر شده زندگی می کنند و دروغ می گویند که تابع رهبر انقلاب هستند و در این مورد خیلی ریاکارانه رفتار می کنند و رفتارهای استکباری و اشرافیگرانه انها دلیلی بر صحت گفته های بنده است و عملا” با رفتارهایشان به دل رهبر انقلاب و مردم
    درد می گزارند و شرم و حیایی هم از اعمال و رفتارشان ندارند و متاسفانه از طریق نهادهایی نیز حمایت می شوند.

    در کشور ما به معنای واقعی رسالت هیچکدام از نهادهای نظارتی و امنیتی مبارزه با فساد اقتصادی و مبارزه با ظلم و تبعیض نیست و همین موضوع باعث سوء استفاده مدیران می شود .

  6. بیشتر مدیران ایرانی مثل دون کیشوت هستند

    عامل بدبختی کشور ما نه برجام است و نه مواضع نظامیان و نه مواضع رییس جمهور بلکه عامل بدبختی کشور ما مدیران ریاکار و فریبکاری هستند که در ظاهر خود را تابع رهبر نشان می دهند اما در عمل دشمن رهبرند.و به نظر می رسد که سازمانهایی همچون سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سازمان خصوصی سازی صنایع (ایمیدرو) نه اعتنایی به سخنان رهبر دارند و نه رییس جمهور را در عمل به رسمیت می شناسند و خودشان مستقیما” از کشورهای اروپایی دستور می گیرند.

    بنده حدود بیست سال است که در صنعت مشغول به کار هستم و انچه مخصوصا” از مدیران مشاهده کرده ام این است که مدیران مدام از خود انرژی منفی ساطع می کنند که ظاهرا” جایی انها را اموزشهای اینچنینی می دهند تا محیطهای کاری را ازار دهنده کنند و از پژوهش و تحقیقات و همچنین ارتباط بین صنعت و دانشگاه بیزارند و هر کسی که به کاری تحقیقاتی برای پیشرفت صنعت بپردازد چنان با کارشکنی و سنگ اندازی روبرو می شود که از این کارش پشیمان می شود و ان شخص منزوی و بایکوت شده و علاوه بر اینکه از نظر مالی به حقوقش لطمه می زنند در معرض خطر اخراج نیز قرار می گیرد.
    اکثر مدیران از دانش مدیریت و تخصص در سیستمی که اداره ان را بر عهده دارند جز مقدمات ناچیز اطلاعی ندارند و فقط خیلی خوب ژست می گیرند و خیلی هم خود بزرگ بین ، بدجنس و حسودند و به بهانه ایجاد نظم و انضباط جو خفقان و سرکوب ایجاد می کنند و با این فضا هرکسی را که بخواهند حذف می کنند و وای به حال کسی که در معرض پرتوهای منفی دید انها قرار گیرد.به همین دلیل صنایع ما رو به پیشرفت نیست و نمی توانند متناسب با رشد جمعیت اشتغال ایجاد کنند و حتی به سمت ورشکستگی میروند و یا عمدا” به سمت ورشکستگی سوق داده می شوند. مدیران در سیستمهایی که کار می کنند فقط به دنبال افزایش اختیاراتشان برای سرکوب و آزار نیروهای زیر مجموعه خود هستند و می خواهند که اختیار حقوق و مزایا و قرارداد کاری نیروها به طور مطلق در اختیارشان باشد تا هر موقع اراده کنند هرکس را که خواستند به راحتی اخراج کنند.

    اکثر مدیران ایرانی روحیات و خصوصیاتی مانند دون کیشوت دارند و به هر چیزی که ببینند به چشم یک خطر نگاه می کنند و اگر از یک موضوع و یا یک شخص خوششان نیاید به ان موضوع یا شخص حمله می کنند .

    از انجا که خیلی از مدیران از دانش مدیریت و اطلاعات فنی ناچیزی از سیستم تحت مدیریت خود برخوردارند برای پوشاندن این عیب و نقصشان مشاوران و زیردستان ضعیف و حقیر را به کار می گیرند تا نسبت به انها احساس برتری کنند و بکار گیری این روش در نهایت به سقوط و ورشکستگی سیستم می انجامد.

    برای اینکه به مدیران بر نخورد یک مثال مستند می زنم:

    اپراتوری نیاز به تخصص ندارد مثل صنایع ما که مثلا” در صنعت الومینیوم یک فوق دیپلم دامپروری بدون داشتن هیچ دانشی در باره تولید فلز در خط تولید فلز الومینیوم در کنار یک فوق لیسانس متالورژی کار میکند و حتی یکبار این فوق دیپلم دامپروری در سال ۱۳۸۳ به عنوان پژوهشگر برتر در صنعت الومینیوم به سازمان ایمیدرو معرفی شد و از دست معاون وزیر اقای هراتی نیک لوح تقدیر گرفت. بعدها همین فوق دیپلم دامپروری ادامه تحصیل داد و لیسانس متالورژی گرفت و حالا مدعی متخصص بودن در صنعت الومینیوم هست. در صورتی که جای این فوق دیپلم دامپروری در پرواربندی یا سازمان گوشت، سازمان غله و اینجور جاهاست اما به راحتی وارد یک صنعت مهم فلزی شده و از دست معاون وزیر لوح تقدیر می گیرد. یک فوق دیپلم دامپروری تخصصش در امور گوسفندان است و باید در مواردی مثل کیفیت گوشت و یا نوع پشم گوسفندان اظهار نظر کند.

    در بین مدیران اصل بقای مدیریت برقرار است ، بدین صورت که مدیر نه برکنار می شود و نه تنبیه می شود بلکه از سازمانی به سازمان دیگر می رود.

    بیشتر مدیران تنها به فکر ثروت اندوزی و ارزوی زندگی در امریکا،کانادا،استرالیا و کشورهای اروپایی هستند و برای رسیدن به این ارزویشان از هیچ ناجوانمردی و حتی خیانت و حق کشی دریغ نمی کنند و بیشتر انها بعد از پایان کارشان در کشورهای ذکر شده زندگی می کنند و دروغ می گویند که تابع رهبر انقلاب هستند و در این مورد خیلی ریاکارانه رفتار می کنند و رفتارهای استکباری و اشرافیگرانه انها دلیلی بر صحت گفته های بنده است و عملا” با رفتارهایشان به دل رهبر انقلاب و مردم
    درد می گزارند و شرم و حیایی هم از اعمال و رفتارشان ندارند و متاسفانه از طریق نهادهایی نیز حمایت می شوند.

    در کشور ما به معنای واقعی رسالت هیچکدام از نهادهای نظارتی و امنیتی مبارزه با فساد اقتصادی و مبارزه با ظلم و تبعیض نیست و همین موضوع باعث سوء استفاده مدیران می شود .

    هیچکدام از قوا ی سه گانه و سازمانهایی نظیر سازمان بازرسی کل کشور در مبارزه با فسادهای مالی و اقتصادی موفق نبوده اند و به نظر می رسد تنها راه ، ورود مستقیم رهبر انقلاب ایت الله خامنه ای به این مسائل می باشد تا با تشکیل سازمان موقت جدیدی که مستقیما” از ایشان دستور بگیرند به فسادهای مالی و اقتصادی خاتمه دهند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *